inguinal

[ایالات متحده]/'ɪŋgwɪn(ə)l/
[بریتانیا]/'ɪŋgwɪnl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. [پزشکی] مربوط به کشاله ران یا ناحیه کشاله ران.

عبارات و ترکیب‌ها

inguinal hernia

فتق کشاله ران

inguinal canal

کانال کشاله

inguinal region

ناحیه کشاله ران

جملات نمونه

Inguinales superficials hydroncus, the area of the germinal center reduces.

گرفتگی‌های سطحی اینگوینال، هیدرونکوس، ناحیه مرکز جرمنی را کاهش می‌دهد.

Objectives:We used microsurgical inguinal varicocelectomy for the treatment of recurrent varicocele.

اهداف: ما از واری کوسکتومی اینگوینال میکروسرجیکال برای درمان واری کوسکل بازگشتی استفاده کردیم.

Neither cerical, axillar, nor inguinal lymph nodes were palpable and the patient had no ascites.

گره‌های لنفاوی سرویکال، آکسیلا و اینگوینال قابل لمس نبودند و بیمار آسیت نداشت.

Methods The medication of the patients with inguinal hernia neoplasty during 2003 to 2007 was analyzed retrospectively.

روش‌ها: بررسی بازگشتی داروی بیماران مبتلا به فتق کشندی و نئوپلازی در طول سال‌های 2003 تا 2007.

Methods The scrotum including its root and inguinal region was scanned directly to observe the diameter,the ultrasonic features and the vasculation of the spermatic cord.

روش‌ها: اسکروتوم از جمله ریشه و ناحیه اینگوینال به طور مستقیم اسکن شد تا قطر، ویژگی‌های فراصوت و عروق‌خونی وتر اسپروماتیک را مشاهده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید