inker

[ایالات متحده]/ˈɪŋkə/
[بریتانیا]/ˈɪŋkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری برای استفاده از رنگ، مانند غلطک رنگ؛ یک چوب رنگ که در چاپ استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

inker's tool

ابزار طراح

inker's art

هنر طراح

inker's choice

انتخاب طراح

inker's supply

تامینات طراح

inker's craft

صنعت طراح

inker's mark

علامت طراح

inker's palette

کتاب رنگ طراح

inker's pen

قلم طراح

inker's ink

جوهر طراح

inker's signature

امضای طراح

جملات نمونه

the artist used a black inker to outline the drawing.

هنرمند از یک جوهر مشکی برای خط‌کشی طرح استفاده کرد.

she prefers using a fine inker for detailed work.

او ترجیح می‌دهد از یک جوهر ریز برای کارهای دقیق استفاده کند.

he bought a new inker for his calligraphy practice.

او یک جوهر نو برای تمرین خوشنویسی خود خرید.

the inker ran out of ink during the presentation.

در طول ارائه، جوهر جوهر تمام شد.

using an inker can enhance the quality of your sketches.

استفاده از جوهر می‌تواند کیفیت طرح‌های شما را افزایش دهد.

she always carries an inker in her art supplies.

او همیشه یک جوهر را در لوازم هنری خود حمل می‌کند.

the inker's precision made the artwork stand out.

دقت جوهر باعث شد اثر هنری از نظر برجسته باشد.

he learned how to refill his inker to save money.

او یاد گرفت که چگونه جوهر جوهر خود را دوباره پر کند تا در هزینه صرفه‌جویی کند.

the inker's tip was too broad for fine details.

سر جوهر برای جزئیات دقیق خیلی پهن بود.

artists often choose different inkers for various effects.

هنرمندان اغلب جوهرهای مختلف را برای جلوه‌های مختلف انتخاب می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید