inlets

[ایالات متحده]/ˈɪn.lɛts/
[بریتانیا]/ˈɪn.lɛts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خلیج‌ها یا ورودی‌های کوچک؛ ورودی‌ها یا واردات
v. فرم سوم شخص مفرد inlet

عبارات و ترکیب‌ها

tidal inlets

خلج و خلیج‌های جزر و مدی

coastal inlets

خلج و خلیج‌های ساحلی

river inlets

خلج و خلیج‌های رودخانه

natural inlets

خلج و خلیج‌های طبیعی

deep inlets

خلج و خلیج‌های عمیق

narrow inlets

خلج و خلیج‌های باریک

small inlets

خلج و خلیج‌های کوچک

fishing inlets

خلج و خلیج‌های ماهیگیری

protected inlets

خلج و خلیج‌های محافظت‌شده

ocean inlets

خلج و خلیج‌های اقیانوسی

جملات نمونه

there are many inlets along the coastline.

در امتداد خط ساحلی، خلیج‌های متعددی وجود دارد.

the kayakers explored the hidden inlets.

قایق‌سواران خلیج‌های پنهان را کاوش کردند.

inlets provide shelter for various marine life.

خلیج‌ها پناهگاهی برای حیات دریایی متنوع فراهم می‌کنند.

fishing boats often dock in the inlets.

کشتی‌های ماهیگیری اغلب در خلیج‌ها پهلو می‌گیرند.

the inlets are perfect for bird watching.

خلیج‌ها برای تماشای پرندگان عالی هستند.

we sailed through the inlets to reach the island.

ما از طریق خلیج‌ها برای رسیدن به جزیره حرکت کردیم.

inlets can be affected by tidal changes.

خلیج‌ها می‌توانند تحت تأثیر تغییرات جزر و مدی قرار گیرند.

many inlets are surrounded by lush vegetation.

بسیاری از خلیج‌ها توسط پوشش گیاهی سرسبز احاطه شده‌اند.

the map shows all the inlets in the region.

نقشه تمام خلیج‌های منطقه را نشان می‌دهد.

inlets are often rich in biodiversity.

خلیج‌ها اغلب از نظر تنوع زیستی غنی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید