insourced

[ایالات متحده]/ˈɪnsɔːst/
[بریتانیا]/ˈɪnsɔːrst/

ترجمه

v. گذشته‌ی insource؛ کار یا خدمات را از کارگزاران خارجی یا ارائه‌دهندگان سوم به داخل سازمان بازگرداندن.

عبارات و ترکیب‌ها

was insourced

محتوای داخلی شده

has been insourced

محتوای داخلی شده است

insourced content

محتوای داخلی شده

insourced department

واحد داخلی شده

insourced services

خدمات داخلی شده

recently insourced

اخیراً داخلی شده

fully insourced

کاملاً داخلی شده

جملات نمونه

the company decided to insource its it support rather than outsource it.

شرکت تصمیم گرفت که پشتیبانی فناوری اطلاعات خود را در داخل خود انجام دهد به جای اینکه آن را به بیرون بسپارد.

many businesses insource their customer service operations.

بسیاری از کسب و کارها عملیات پشتیبانی مشتری خود را در داخل خود انجام می دهند.

we insourced the marketing campaign to save costs.

ما کمپین بازاریابی را در داخل خود انجام دادیم تا هزینه ها را کاهش دهیم.

the hospital insourced its billing department last year.

بیمارستان سال گذشته بخش فاکتوردهی خود را در داخل خود انجام داد.

they insourced the software development team.

آنها تیم توسعه نرم افزار را در داخل خود انجام دادند.

our firm insources legal services to maintain confidentiality.

شرکت ما خدمات حقوقی را در داخل خود انجام می دهد تا محرمانه بماند.

the factory insourced the packaging process.

کارخانه فرآیند بسته بندی را در داخل خود انجام داد.

we decided to insource the training program.

ما تصمیم گرفتیم که برنامه آموزشی را در داخل خود انجام دهیم.

the organization insourced its data analysis.

سازمان تحلیل داده های خود را در داخل خود انجام داد.

they insourced the recruitment process to improve quality.

آنها فرآیند استخدام را در داخل خود انجام دادند تا کیفیت را بهبود بخشند.

we insource our translation services.

ما خدمات ترجمه خود را در داخل خود انجام می دهیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید