instigators

[ایالات متحده]/ˈɪnstɪɡeɪtə(r)z/
[بریتانیا]/ˈɪnstɪɡeɪtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که دیگران را به اقدام تحریک یا تشویق می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

unknown instigators

مقاصد ناآشنا

political instigators

مقاصد سیاسی

violent instigators

مقاصد خشن

local instigators

مقاصد محلی

main instigators

مقاصد اصلی

external instigators

مقاصد بیرونی

criminal instigators

مقاصد جنایی

social instigators

مقاصد اجتماعی

key instigators

مقاصد کلیدی

potential instigators

مقاصد بالقوه

جملات نمونه

the instigators of the protest were quickly identified.

افراد محرک اعتراضات به سرعت شناسایی شدند.

many believe that the instigators acted out of self-interest.

بسیاری معتقدند که محرکان از روی منافع شخصی عمل کرده‌اند.

the police arrested several instigators during the riot.

در جریان درگیری خیابانی، پلیس چندین محرك را دستگیر کرد.

instigators often manipulate others to achieve their goals.

محركان اغلب برای رسیدن به اهداف خود دیگران را دستکاری می‌کنند.

it is crucial to identify the instigators behind the violence.

شناسایی محرکان پشت خشونت‌ها بسیار مهم است.

instigators can create division within communities.

محركان می‌توانند باعث ایجاد تفرقه در میان جوامع شوند.

the instigators were later charged with inciting violence.

محركان بعداً به اتهام تحریک به خشونت بازداشت شدند.

leaders must be cautious of instigators in their ranks.

رهبران باید در مورد محركان در صف خود محتاط باشند.

instigators often thrive in chaotic situations.

محركان اغلب در شرایط آشفته شکوفا می‌شوند.

understanding the motives of the instigators is essential.

درک انگیزه های محركان ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید