insularisms

[ایالات متحده]/ˈɪnsjʊlərɪzəmz/
[بریتانیا]/ˈɪnsjələrˌɪzəmz/

ترجمه

n. ویژگی‌های انزواطلبی؛ ذهن‌تنگی

عبارات و ترکیب‌ها

cultural insularisms

بوم‌گرایی‌های فرهنگی

geographical insularisms

بوم‌گرایی‌های جغرافیایی

social insularisms

بوم‌گرایی‌های اجتماعی

political insularisms

بوم‌گرایی‌های سیاسی

economic insularisms

بوم‌گرایی‌های اقتصادی

linguistic insularisms

بوم‌گرایی‌های زبانی

historical insularisms

بوم‌گرایی‌های تاریخی

intellectual insularisms

بوم‌گرایی‌های فکری

regional insularisms

بوم‌گرایی‌های منطقه‌ای

national insularisms

بوم‌گرایی‌های ملی

جملات نمونه

insularisms can limit one's understanding of global cultures.

تبدیل‌گرایی‌ها می‌توانند درک یک فرد از فرهنگ‌های جهانی را محدود کنند.

many insularisms arise from a lack of exposure to diversity.

بسیاری از تبدیل‌گرایی‌ها از فقدان قرار گرفتن در معرض تنوع ناشی می‌شوند.

addressing insularisms is crucial for fostering inclusivity.

رسیدگی به تبدیل‌گرایی‌ها برای ترویج فراگیری بسیار مهم است.

insularisms can create barriers in effective communication.

تبدیل‌گرایی‌ها می‌توانند موانعی در برقراری ارتباط موثر ایجاد کنند.

education can help reduce insularisms in communities.

آموزش می‌تواند به کاهش تبدیل‌گرایی‌ها در جوامع کمک کند.

insularisms often lead to misunderstanding and prejudice.

تبدیل‌گرایی‌ها اغلب منجر به سوء تفاهم و تعصب می‌شوند.

traveling can help break down insularisms.

سفر می‌تواند به شکستن تبدیل‌گرایی‌ها کمک کند.

insularisms may hinder personal growth and development.

تبدیل‌گرایی‌ها ممکن است مانع رشد و توسعه شخصی شوند.

combating insularisms requires open-mindedness and empathy.

مقابله با تبدیل‌گرایی‌ها نیازمند ذهن باز و همدلی است.

insularisms can be challenged through dialogue and interaction.

می‌توان تبدیل‌گرایی‌ها را از طریق گفتگو و تعامل به چالش کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید