internetcrime

[ایالات متحده]/ˌɪntənetˈkraɪm/
[بریتانیا]/ˌɪntərnetˈkraɪm/

ترجمه

n. جرائم ارتکاب شده با استفاده از اینترنت یا شبکه‌های کامپیوتری

عبارات و ترکیب‌ها

internetcrime investigation

پژوهش جرم اینترنتی

internetcrime prevention

پیشگیری از جرم اینترنتی

internetcrime report

گزارش جرم اینترنتی

internetcrime case

مورد جرم اینترنتی

internetcrime charges

تکالیف جرم اینترنتی

internetcrime suspect

مشکوک به جرم اینترنتی

internetcrime trends

رویکردهای جرم اینترنتی

internetcrime unit

واحد جرم اینترنتی

جملات نمونه

police have launched a major operation to combat internetcrime in the region.

پلیس یک عملیات بزرگ را برای مقابله با جرایم اینترنتی در منطقه آغاز کرده است.

the government is strengthening laws to better address internetcrime.

دولت قوانین را تقویت می کند تا بهتر با جرایم اینترنتی مواجه شود.

internetcrime has become one of the fastest-growing threats to consumer confidence.

جرایم اینترنتی یکی از سریعترین تهدیدات برای اعتماد مصرف کنندگان شده است.

experts recommend regular software updates to prevent internetcrime victimization.

متخصصان به روزرسانی منظم نرم افزار را توصیه می کنند تا از تهدید جرایم اینترنتی جلوگیری شود.

the internetcrime unit has arrested several suspects involved in online fraud.

واحد جرایم اینترنتی چندین مشکوک را که در فریب زدن آنلاین دخول داشتند، دستگیر کرده است.

many victims of internetcrime are reluctant to report the incidents to authorities.

بسیاری از قربانیان جرایم اینترنتی مایل به گزارش این وقایع به مقامات نیستند.

new legislation aims to close legal loopholes that internetcrime perpetrators exploit.

قانون جدیدی با هدف بستن گوشه‌های قانونی که افراد مجرم جرایم اینترنتی از آنها استفاده می کنند، وضع شده است.

international cooperation is essential for effectively fighting internetcrime.

همکاری بین المللی برای مقابله موثر با جرایم اینترنتی ضروری است.

banks are investing heavily in technologies to combat internetcrime.

بانک‌ها به طور گسترده در فناوری‌ها سرمایه گذاری می کنند تا با جرایم اینترنتی مقابله کنند.

schools are incorporating cybersecurity education to protect students from internetcrime.

مدرسه‌ها آموزش امنیت اطلاعات را در کلاس‌های درس خود اضافه می کنند تا دانش آموزان را از جرایم اینترنتی حفظ کنند.

internetcrime statistics reveal a worrying increase in phishing attacks.

آمار جرایم اینترنتی افزایش نگران کننده‌ای در حملات فیشینگ را نشان می دهد.

the court sentenced the internetcrime ringleader to ten years in prison.

دیوان عدالت رهبر جرایم اینترنتی را به ده سال حبس محکوم کرد.

companies must implement robust security protocols to defend against internetcrime.

شرکت‌ها باید پروتکل‌های امنیتی قوی را اجرا کنند تا در برابر جرایم اینترنتی دفاع کنند.

digital forensics plays a crucial role in investigating complex internetcrime cases.

forensics دیجیتال در بررسی موارد پیچیده جرایم اینترنتی نقش حیاتی دارد.

elderly populations are particularly vulnerable to various forms of internetcrime.

جمعیت‌های سالمند به ویژه در برابر انواع جرایم اینترنتی آسیب پذیر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید