primary care internist
پزشک داخلی مراقبتهای اولیه
board certified internist
پزشک داخلی دارای گواهینامه
internal medicine internist
پزشک داخلی طب
consulting internist
پزشک داخلی مشاور
family internist
پزشک داخلی خانواده
specialist internist
پزشک داخلی متخصص
internist physician
پزشک داخلی
experienced internist
پزشک داخلی با تجربه
local internist
پزشک داخلی محلی
female internist
پزشک داخلی زن
the internist recommended a full physical examination.
پزشک داخلی یک معاینه فیزیکی کامل توصیه کرد.
many patients prefer to see an internist for their health issues.
بسیاری از بیماران ترجیح میدهند برای مشکلات سلامتی خود به یک متخصص داخلی مراجعه کنند.
an internist specializes in adult medicine.
یک متخصص داخلی در طب بزرگسالان تخصص دارد.
she scheduled an appointment with her internist.
او یک قرار ملاقات با متخصص داخلی خود تنظیم کرد.
internists often coordinate care with other specialists.
متخصصان داخلی اغلب با سایر متخصصان هماهنگی مراقبت را انجام میدهند.
the internist advised her to maintain a healthy diet.
متخصص داخلی به او توصیه کرد که یک رژیم غذایی سالم را حفظ کند.
he is seeing an internist for his chronic condition.
او برای مشکل مزمن خود در حال مراجعه به یک متخصص داخلی است.
internists play a crucial role in preventive care.
متخصصان داخلی نقش مهمی در پیشگیری از بیماریها دارند.
she trusts her internist with her medical concerns.
او به متخصص داخلی خود در مورد نگرانیهای پزشکی اعتماد دارد.
the internist explained the test results in detail.
متخصص داخلی نتایج آزمایش را به طور مفصل توضیح داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید