interred remains
بقایای دفن شده
interred bodies
اجساد دفن شده
interred ashes
خاکستر دفن شده
interred site
محل دفن
interred grave
مقبره دفن شده
interred soldiers
سربازان دفن شده
interred loved ones
خانواده و عزیزان دفن شده
interred veterans
سربازان بازنشسته دفن شده
interred family
خانواده دفن شده
interred memorial
یادبود دفن شده
the soldier was interred with full military honors.
سرباز با تشریفات نظامی کامل دفن شد.
many famous figures are interred in the cemetery.
بسیاری از چهرههای مشهور در گورستان دفن شدهاند.
she chose to be interred next to her husband.
او تصمیم گرفت در کنار شوهرش دفن شود.
after the ceremony, the ashes were interred in a beautiful urn.
پس از مراسم، خاکسترها در یک ظرف زیبا دفن شدند.
the remains were interred in a family plot.
خاکسترها در قطعهای خانوادگی دفن شدند.
he was interred at the historic site.
او در مکان تاریخی دفن شد.
they decided to have their pet interred in the backyard.
آنها تصمیم گرفتند حیوان خانگی خود را در حیاط پشتی دفن کنند.
the artist was interred in a grand mausoleum.
هنرمند در مقبرهای باشکوه دفن شد.
his ancestors were interred in this ancient graveyard.
نیاکانش در این گورستانی باستانی دفن شدهاند.
she was interred with a book of poetry by her side.
او با یک کتاب شعر در کنارش دفن شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید