intersections

[ایالات متحده]/ˌɪntəˈsɛkʃənz/
[بریتانیا]/ˌɪntərˈsɛkʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان‌هایی که دو یا چند خط یا جاده به هم می‌رسند؛ عمل تقاطع یا حالت تقاطع شدن

عبارات و ترکیب‌ها

busy intersections

تقاطع‌های شلوغ

road intersections

تقاطع‌های خیابانی

traffic intersections

تقاطع‌های ترافیکی

major intersections

تقاطع‌های اصلی

dangerous intersections

تقاطع‌های خطرناک

intersection points

نقاط تقاطع

urban intersections

تقاطع‌های شهری

signalized intersections

تقاطع‌های مجهز به چراغ راهنمایی

intersection design

طراحی تقاطع

intersection safety

ایمنی تقاطع

جملات نمونه

the city's intersections are often busy during rush hour.

تقاطع‌های شهر اغلب در ساعات شلوغی ترافیکی پرتردد هستند.

we need to improve safety at the intersections.

ما باید ایمنی در تقاطع‌ها را بهبود بخشیم.

traffic signals at intersections help control the flow of vehicles.

ترافیک‌سیم‌ها در تقاطع‌ها به کنترل جریان خودروها کمک می‌کنند.

pedestrians should always look both ways at intersections.

پیاده‌روها همیشه باید در تقاطع‌ها به هر دو طرف نگاه کنند.

some intersections have dedicated bike lanes for safety.

برخی از تقاطع‌ها دارای مسیرهای اختصاصی دوچرخه برای ایمنی هستند.

intersections can be confusing for new drivers.

تقاطع‌ها می‌توانند برای رانندگان جدید گیج‌کننده باشند.

we mapped out the intersections to identify traffic patterns.

ما تقاطع‌ها را ترسیم کردیم تا الگوهای ترافیکی را شناسایی کنیم.

some intersections require roundabouts to improve traffic flow.

برخی از تقاطع‌ها برای بهبود جریان ترافیک به دورچرخش نیاز دارند.

intersections with poor visibility can lead to accidents.

تقاطع‌هایی با دید کم می‌توانند منجر به تصادفات شوند.

local authorities are planning to upgrade major intersections.

مقامات محلی در حال برنامه‌ریزی برای ارتقای تقاطع‌های اصلی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید