intertidal

[ایالات متحده]/ˌɪntəˈtaɪdəl/
[بریتانیا]/ˌɪntərˈtaɪdəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به ناحیه بین علامت‌های جزر و مد بالا و پایین

عبارات و ترکیب‌ها

intertidal zone

منطقه جزر و مد

intertidal habitat

زیستگاه جزر و مد

intertidal species

گونه‌های جزر و مد

intertidal ecology

اکولوژی جزر و مد

intertidal organisms

جاندگان جزر و مد

intertidal research

تحقیقات جزر و مد

intertidal environment

محیط جزر و مد

intertidal communities

جامعه‌های جزر و مد

intertidal systems

سیستم‌های جزر و مد

intertidal zones

مناطق جزر و مد

جملات نمونه

the intertidal zone is rich in biodiversity.

منطقه جزر و مد دارای تنوع زیستی غنی است.

many species thrive in the intertidal environment.

بسیاری از گونه ها در محیط جزر و مدی رشد می کنند.

intertidal habitats are crucial for marine life.

زیستگاه های جزر و مدی برای حیات دریایی حیاتی هستند.

visitors can explore the intertidal areas during low tide.

بازدیدکنندگان می توانند مناطق جزر و مدی را در زمان جزر بررسی کنند.

intertidal organisms have unique adaptations.

موجودات جزر و مدی سازگاری های منحصر به فردی دارند.

studying intertidal zones helps us understand ecosystems.

مطالعه مناطق جزر و مدی به ما کمک می کند تا اکوسیستم ها را درک کنیم.

children enjoy discovering intertidal creatures.

کودکان از کشف موجودات جزر و مدی لذت می برند.

intertidal regions are affected by climate change.

مناطق جزر و مدی تحت تأثیر تغییرات آب و هوایی قرار دارند.

fishing in intertidal zones requires special techniques.

ماهیتوپی در مناطق جزر و مدی به تکنیک های خاصی نیاز دارد.

intertidal research contributes to conservation efforts.

تحقیقات جزر و مدی به تلاش های حفاظتی کمک می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید