interviews

[ایالات متحده]/ˈɪntəvjuːz/
[بریتانیا]/ˈɪntərvjuːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جلسات که در آنها سوالات مطرح می‌شود
v. سوال کردن یا گفتگو کردن با کسی

عبارات و ترکیب‌ها

job interviews

مصاحبه‌های شغلی

panel interviews

مصاحبه‌های پنلی

telephone interviews

مصاحبه‌های تلفنی

video interviews

مصاحبه‌های ویدئویی

mock interviews

مصاحبه‌های آزمایشی

informational interviews

مصاحبه‌های اطلاعاتی

exit interviews

مصاحبه‌های خروج

follow-up interviews

مصاحبه‌های پیگیری

group interviews

مصاحبه‌های گروهی

on-site interviews

مصاحبه‌های حضوری

جملات نمونه

she has several interviews lined up this week.

او چندین مصاحبه در این هفته دارد.

he is preparing for his job interviews.

او برای مصاحبه‌های شغلی خود آماده می‌شود.

interviews can be stressful for many candidates.

مصاحبه‌ها می‌توانند برای بسیاری از نامزدها استرس‌زا باشند.

the company conducts interviews to find the best candidates.

شرکت برای یافتن بهترین نامزدها مصاحبه انجام می‌دهد.

she felt confident during her interviews.

او در طول مصاحبه‌های خود احساس اعتماد به نفس کرد.

he was invited for interviews at multiple firms.

او برای مصاحبه در چندین شرکت دعوت شد.

interviews are an essential part of the hiring process.

مصاحبه‌ها بخش ضروری فرآیند استخدام هستند.

they conducted interviews over a video call.

آنها مصاحبه‌ها را از طریق تماس تصویری انجام دادند.

she learned a lot from her past interviews.

او از مصاحبه‌های گذشته خود چیزهای زیادی آموخت.

preparing for interviews requires research and practice.

آماده‌سازی برای مصاحبه‌ها نیاز به تحقیق و تمرین دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید