interzonal competition
رقابت بین منطقهای
interzonal cooperation
همکاری بین منطقهای
interzonal agreement
توافقنامه بین منطقهای
interzonal conflict
درگیری بین منطقهای
interzonal trade
تجارت بین منطقهای
interzonal relations
روابط بین منطقهای
interzonal movement
جابجایی بین منطقهای
interzonal network
شبکه بین منطقهای
interzonal boundaries
مرزهای بین منطقهای
interzonal link
ارتباط بین منطقهای
the interzonal competition was fierce this year.
رقابت بین منطقهای امسال بسیار شدید بود.
students participated in an interzonal debate.
دانشجویان در یک مناظره بین منطقهای شرکت کردند.
the interzonal meetings will enhance collaboration.
جلسات بین منطقهای همکاری را تقویت خواهد کرد.
there are interzonal exchanges between different schools.
تبادلات بین منطقهای بین مدارس مختلف وجود دارد.
interzonal transportation is essential for trade.
حمل و نقل بین منطقهای برای تجارت ضروری است.
they organized an interzonal sports festival.
آنها یک جشنواره ورزشی بین منطقهای برگزار کردند.
the interzonal conference focused on environmental issues.
کنفرانس بین منطقهای بر مسائل زیست محیطی متمرکز بود.
interzonal cooperation can lead to better resource management.
همکاری بین منطقهای میتواند منجر به مدیریت بهتر منابع شود.
we need to establish interzonal guidelines for safety.
ما باید دستورالعملهای بین منطقهای برای ایمنی ایجاد کنیم.
interzonal policies will improve community relations.
سیاستهای بین منطقهای روابط جامعه را بهبود میبخشد.
interzonal competition
رقابت بین منطقهای
interzonal cooperation
همکاری بین منطقهای
interzonal agreement
توافقنامه بین منطقهای
interzonal conflict
درگیری بین منطقهای
interzonal trade
تجارت بین منطقهای
interzonal relations
روابط بین منطقهای
interzonal movement
جابجایی بین منطقهای
interzonal network
شبکه بین منطقهای
interzonal boundaries
مرزهای بین منطقهای
interzonal link
ارتباط بین منطقهای
the interzonal competition was fierce this year.
رقابت بین منطقهای امسال بسیار شدید بود.
students participated in an interzonal debate.
دانشجویان در یک مناظره بین منطقهای شرکت کردند.
the interzonal meetings will enhance collaboration.
جلسات بین منطقهای همکاری را تقویت خواهد کرد.
there are interzonal exchanges between different schools.
تبادلات بین منطقهای بین مدارس مختلف وجود دارد.
interzonal transportation is essential for trade.
حمل و نقل بین منطقهای برای تجارت ضروری است.
they organized an interzonal sports festival.
آنها یک جشنواره ورزشی بین منطقهای برگزار کردند.
the interzonal conference focused on environmental issues.
کنفرانس بین منطقهای بر مسائل زیست محیطی متمرکز بود.
interzonal cooperation can lead to better resource management.
همکاری بین منطقهای میتواند منجر به مدیریت بهتر منابع شود.
we need to establish interzonal guidelines for safety.
ما باید دستورالعملهای بین منطقهای برای ایمنی ایجاد کنیم.
interzonal policies will improve community relations.
سیاستهای بین منطقهای روابط جامعه را بهبود میبخشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید