interzonal

[ایالات متحده]/ˌɪntəˈzoʊnəl/
[بریتانیا]/ˌɪntərˈzoʊnəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بین نواحی; بین‌منطقه‌ای; بین‌باند

عبارات و ترکیب‌ها

interzonal competition

رقابت بین منطقه‌ای

interzonal cooperation

همکاری بین منطقه‌ای

interzonal agreement

توافقنامه بین منطقه‌ای

interzonal conflict

درگیری بین منطقه‌ای

interzonal trade

تجارت بین منطقه‌ای

interzonal relations

روابط بین منطقه‌ای

interzonal movement

جابجایی بین منطقه‌ای

interzonal network

شبکه بین منطقه‌ای

interzonal boundaries

مرزهای بین منطقه‌ای

interzonal link

ارتباط بین منطقه‌ای

جملات نمونه

the interzonal competition was fierce this year.

رقابت بین منطقه‌ای امسال بسیار شدید بود.

students participated in an interzonal debate.

دانشجویان در یک مناظره بین منطقه‌ای شرکت کردند.

the interzonal meetings will enhance collaboration.

جلسات بین منطقه‌ای همکاری را تقویت خواهد کرد.

there are interzonal exchanges between different schools.

تبادلات بین منطقه‌ای بین مدارس مختلف وجود دارد.

interzonal transportation is essential for trade.

حمل و نقل بین منطقه‌ای برای تجارت ضروری است.

they organized an interzonal sports festival.

آنها یک جشنواره ورزشی بین منطقه‌ای برگزار کردند.

the interzonal conference focused on environmental issues.

کنفرانس بین منطقه‌ای بر مسائل زیست محیطی متمرکز بود.

interzonal cooperation can lead to better resource management.

همکاری بین منطقه‌ای می‌تواند منجر به مدیریت بهتر منابع شود.

we need to establish interzonal guidelines for safety.

ما باید دستورالعمل‌های بین منطقه‌ای برای ایمنی ایجاد کنیم.

interzonal policies will improve community relations.

سیاست‌های بین منطقه‌ای روابط جامعه را بهبود می‌بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید