intraspecies

[ایالات متحده]/ˌɪntrəˈspiːʃiːz/
[بریتانیا]/ˌɪntrəˈspiːʃiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. درون‌گونه‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

intraspecies competition

رقابت درون گونه‌ای

intraspecies variation

تنوع درون گونه‌ای

intraspecies interaction

تعامل درون گونه‌ای

intraspecies breeding

تکثیر درون گونه‌ای

intraspecies conflict

درگیری درون گونه‌ای

intraspecies diversity

تنوع زیستی درون گونه‌ای

intraspecies cooperation

همکاری درون گونه‌ای

intraspecies relationships

روابط درون گونه‌ای

intraspecies dynamics

پویایی درون گونه‌ای

intraspecies analysis

تجزیه و تحلیل درون گونه‌ای

جملات نمونه

intraspecies competition can lead to evolutionary changes.

رقابت درون‌گونه می‌تواند منجر به تغییرات تکاملی شود.

intraspecies communication is essential for social animals.

ارتباط درون‌گونه برای حیوانات اجتماعی ضروری است.

researchers study intraspecies behavior to understand adaptation.

محققان رفتار درون‌گونه را برای درک سازگاری مطالعه می‌کنند.

intraspecies variation can affect survival rates.

تنوع درون‌گونه می‌تواند بر نرخ بقا تأثیر بگذارد.

intraspecies interactions can influence reproductive success.

تعاملات درون‌گونه می‌توانند بر موفقیت تولید مثل تأثیر بگذارند.

understanding intraspecies dynamics helps in conservation efforts.

درک پویایی درون‌گونه به تلاش‌های حفاظتی کمک می‌کند.

intraspecies relationships often determine social hierarchy.

روابط درون‌گونه اغلب سلسله مراتب اجتماعی را تعیین می‌کنند.

intraspecies aggression can be seen during mating season.

تهاجم درون‌گونه را می‌توان در فصل جفت‌گیری مشاهده کرد.

intraspecies cooperation is vital for group survival.

همکاری درون‌گونه برای بقای گروه حیاتی است.

studying intraspecies genetics can reveal evolutionary pathways.

مطالعه ژنتیک درون‌گونه می‌تواند مسیرهای تکاملی را آشکار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید