iodinate

[ایالات متحده]/ˈaɪədeɪt/
[بریتانیا]/ˈaɪədeɪt/

ترجمه

vt. با ید درمان کردن
n. نمک ید

عبارات و ترکیب‌ها

iodinate solution

راه حل یددار

iodinate compounds

ترکیبات یددار

iodinate process

فرآیند یددارسازی

iodinate method

روش یددارسازی

iodinate agents

عوامل یددار

iodinate sample

نمونه یددار

iodinate reaction

واکنش یددار

iodinate targets

هدف‌های یددار

iodinate products

محصولات یددار

iodinate analysis

تجزیه و تحلیل یددار

جملات نمونه

the chemist decided to iodinate the solution for better results.

شیمی‌دان تصمیم گرفت برای دستیابی به نتایج بهتر، محلول را یددار کند.

doctors often iodinate medications to enhance their effectiveness.

پزشکان اغلب داروها را برای افزایش اثربخشی آن‌ها یددار می‌کنند.

it is important to iodinate the water supply in certain regions.

در مناطق خاص، یددار کردن منبع آب مهم است.

the laboratory was equipped to iodinate various compounds.

آزمایشگاه مجهز به یددار کردن ترکیبات مختلف بود.

to prevent iodine deficiency, we should iodinate table salt.

برای جلوگیری از کمبود ید، باید نمک خوراکی را یددار کنیم.

researchers aim to iodinate organic materials for new applications.

محققان قصد دارند مواد آلی را برای کاربردهای جدید یددار کنند.

they plan to iodinate the samples before testing them.

آن‌ها قصد دارند قبل از آزمایش، نمونه‌ها را یددار کنند.

food scientists recommend to iodinate certain food products.

دانشمندان مواد غذایی توصیه می‌کنند برخی از محصولات غذایی را یددار کنند.

in the experiment, we need to iodinate the reactants carefully.

در آزمایش، ما باید واکنشگرها را به دقت یددار کنیم.

some supplements are iodinated to improve health benefits.

برخی از مکمل‌ها برای بهبود فواید سلامتی یددار می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید