iridologist

[ایالات متحده]/ˌɪrɪˈdɒlədʒɪst/
[بریتانیا]/ˌɪrɪˈdɑːlədʒɪst/

ترجمه

n. یک متخصص در ایریدولوژی، مطالعه عنبیه چشم برای تشخیص وضعیت‌های سلامتی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

iridologist exam

معاینه چشم‌پزشکی

consult an iridologist

با یک چشم‌پزشک مشورت کنید

iridologist report

گزارش چشم‌پزشکی

find an iridologist

یک چشم‌پزشک پیدا کنید

iridologist assessment

ارزیابی چشم‌پزشکی

iridologist training

آموزش چشم‌پزشکی

iridologist consultation

مشاوره چشم‌پزشکی

visit an iridologist

از یک چشم‌پزشک دیدن کنید

iridologist techniques

تکنیک‌های چشم‌پزشکی

iridologist practice

عمل چشم‌پزشکی

جملات نمونه

she consulted an iridologist for insight into her health.

او برای کسب اطلاعاتی در مورد سلامتی خود با یک متخصص عنبیه مشورت کرد.

the iridologist examined her eyes carefully.

متخصص عنبیه با دقت چشمان او را معاینه کرد.

many people believe in the methods of an iridologist.

بسیاری از مردم به روش های یک متخصص عنبیه اعتقاد دارند.

an iridologist can provide information about potential health issues.

یک متخصص عنبیه می تواند اطلاعاتی در مورد مشکلات احتمالی سلامتی ارائه دهد.

she became interested in iridology after visiting an iridologist.

او پس از ملاقات با یک متخصص عنبیه به عنبیه شناسی علاقه مند شد.

the iridologist explained how eye patterns relate to health.

متخصص عنبیه توضیح داد که چگونه الگوهای چشم با سلامتی مرتبط هستند.

some people seek an iridologist for alternative health solutions.

برخی افراد به دنبال یک متخصص عنبیه برای راه حل های جایگزین سلامتی هستند.

she took notes during her appointment with the iridologist.

او در طول وقت ملاقاتش با متخصص عنبیه یادداشت هایی برداشت.

the iridologist recommended dietary changes based on her eye analysis.

متخصص عنبیه بر اساس تجزیه و تحلیل چشم او تغییرات رژیم غذایی را توصیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید