it irks me
این مرا آزار میدهد
he irks easily
او به راحتی آزار میبیند
this irks us
این ما را آزار میدهد
she irks him
او او را آزار میدهد
that irks me
آن مرا آزار میدهد
it irks them
این آنها را آزار میدهد
what irks you
چه چیزی شما را آزار میدهد
this irks her
این او را آزار میدهد
why it irks
چرا این آزار میدهد
it really irks
این واقعاً آزار میدهد
his constant interruptions really irk me.
وقفه های مداوم او واقعا آزارم میدهد.
it irks her when people are late.
وقتی مردم دیر میکنند، او را آزار میدهد.
that noise from the construction site irks the residents.
صدای ناشی از محل ساخت و ساز باعث آزار ساکنان میشود.
it irks me to see litter on the streets.
دیدن زباله در خیابانها باعث آزار من میشود.
his lack of punctuality really irks everyone at work.
بیپunctuality او واقعاً همه را در محل کار آزار میدهد.
it irks me when people chew loudly.
وقتی مردم با صدای بلند آدامس میجوند، من را آزار میدهد.
she finds it irksome to repeat herself.
او تکرار کردن خود را آزاردهنده میداند.
his sarcasm often irks his friends.
طنز او اغلب دوستانش را آزار میدهد.
it irks me that he never listens.
اینکه او هرگز گوش نمیدهد، من را آزار میدهد.
waiting in long lines irks many shoppers.
انتظار در صفهای طولانی بسیاری از خریداران را آزار میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید