irrefinable

[ایالات متحده]/ˌɪrɪˈfaɪnəbl/
[بریتانیا]/ˌɪrɪˈfaɪnəbl/

ترجمه

adj. ناتوان در تهیه یا خالص‌سازی شدن؛ غیرقابل بهبود شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

irrefinable truth

حقیقت غیرقابل تغییر

irrefinable nature

طبیعت غیرقابل تغییر

irrefinable quality

کیفیت غیرقابل تغییر

irrefinable element

عنصر غیرقابل تغییر

irrefinable principle

اصل غیرقابل تغییر

irrefinable substance

ماده غیرقابل تغییر

جملات نمونه

the diamond's irrefinable beauty captivated everyone.

زیبایی غیرقابل تغییر ماسه تمام افراد را جذب کرد.

this irrefinable truth remains unchanged.

این سعادت غیرقابل تغییر تغییر نکرده است.

his irrefinable dedication inspired the team.

پایبندی غیرقابل تغییر او تیم را الهام بخشید.

the irrefinable essence of the artwork is its simplicity.

جوهر غیرقابل تغییر اثر هنری سادگی آن است.

she possesses an irrefinable talent for music.

او دارای مهارت غیرقابل تغییری در موسیقی است.

the irrefinable quality of the material makes it valuable.

کیفیت غیرقابل تغییر مواد آن را ارزشمند می کند.

we need an irrefinable solution to this problem.

ما به یک راه حل غیرقابل تغییر برای این مشکل نیاز داریم.

the contract contains irrefinable terms.

قرارداد شامل شرایط غیرقابل تغییری است.

his irrefinable character earned respect.

شخصیت غیرقابل تغییر او احترام را کسب کرد.

the irrefinable facts support her claim.

حقایق غیرقابل تغییر پشتیبانی از دعوای او را انجام می دهد.

this irrefinable principle guides our decisions.

این اصل غیرقابل تغییر تصمیمات ما را هدایت می کند.

the irrefinable evidence proved his innocence.

دلایل غیرقابل تغییر بی گناهی او را ثابت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید