irrs

[ایالات متحده]/ɪr/
[بریتانیا]/ɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. پرتوهای مادون قرمز; بازتاب مادون قرمز
adj. نامنظم; غیرقابل بازخرید

عبارات و ترکیب‌ها

irrational behavior

رفتار غیرمنطقی

irregular pattern

الگوی نامنظم

irresistible urge

تمایل اجتناب‌ناپذیر

irrefutable evidence

اثبات غیرقابل انکار

irritating noise

صدای آزاردهنده

irreplaceable item

شیء غیرقابل جایگزینی

irresponsible action

اقدام غیرمسئولانه

irrelevant information

اطلاعات نامربوط

irrevocable decision

تصمیم غیرقابل بازگشت

irreflexive response

پاسخ غیربازتابی

جملات نمونه

his behavior was quite irr, making it hard to predict his next move.

رفتار او بسیار غیرقابل پیش‌بینی بود و پیش‌بینی حرکت بعدی‌اش را دشوار می‌کرد.

the irr weather caused many delays in the flight schedule.

آب و هوای غیرمعمول باعث تاخیرهای زیادی در برنامه پرواز شد.

it's irr to make decisions without all the necessary information.

بدون داشتن تمام اطلاعات لازم، تصمیم‌گیری غیرمنطقی است.

her irr comments during the meeting surprised everyone.

اظهارات غیرمعمول او در طول جلسه، همه را شگفت‌زده کرد.

they found the irr results hard to explain scientifically.

آنها نتایج غیرمعمول را به سختی توانستند از نظر علمی توضیح دهند.

his irr spending habits led to financial difficulties.

عادت‌های غیرمنطقی خرج کردن او منجر به مشکلات مالی شد.

it is irr to ignore the advice of experts in this field.

نادیده گرفتن توصیه های متخصصان در این زمینه غیرمنطقی است.

many consider her irr choices in life to be a lesson.

بسیاری از مردم انتخاب های غیرمعمول زندگی او را یک درس تلقی می کنند.

the irr nature of the plan raised several concerns.

ماهیت غیرمعمول طرح نگرانی های زیادی را ایجاد کرد.

his irr reaction to the news shocked his friends.

واکنش غیرمعمول او به این خبر دوستانش را شوکه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید