isogamy

[ایالات متحده]/ˈaɪsəʊɡəmi/
[بریتانیا]/ˈaɪsəɡəmi/

ترجمه

n. نوعی از تولید مثل جنسی که شامل ادغام گامت‌های مشابه می‌شود؛ فرایند تولید مثل که در آن گامت‌ها از همان نوع هستند
Word Forms
جمعisogamies

عبارات و ترکیب‌ها

isogamy definition

تعریف ایسوگامی

isogamy examples

مثال‌های ایسوگامی

isogamy significance

اهمیت ایسوگامی

isogamy organisms

ارگانیسم‌های ایسوگامی

isogamy process

فرآیند ایسوگامی

isogamy versus anisogamy

ایسوگامی در مقابل آنیزوگامی

isogamy in nature

ایسوگامی در طبیعت

isogamy research

تحقیقات ایسوگامی

isogamy characteristics

ویژگی‌های ایسوگامی

isogamy examples organisms

مثال‌های ایسوگامی ارگانیسم‌ها

جملات نمونه

isogamy is a form of sexual reproduction.

ایزوگیمی یک شکل از تولید مثل جنسی است.

in isogamy, the gametes are morphologically similar.

در ایزوگیمی، گامت‌ها از نظر ساختاری مشابه هستند.

isogamy is common in many algae species.

ایزوگیمی در بسیاری از گونه‌های جلبکی رایج است.

studying isogamy can help understand evolutionary processes.

مطالعه ایزوگیمی می‌تواند به درک فرآیندهای تکاملی کمک کند.

isogamy contrasts with anisogamy in reproductive strategies.

ایزوگیمی با آنیزوگیمی در استراتژی‌های تولید مثل تفاوت دارد.

some fungi exhibit isogamy during their life cycle.

برخی از قارچ‌ها در طول چرخه زندگی خود ایزوگیمی نشان می‌دهند.

isogamy plays a role in genetic diversity.

ایزوگیمی در تنوع ژنتیکی نقش دارد.

researchers are investigating the mechanisms of isogamy.

محققان در حال بررسی مکانیسم‌های ایزوگیمی هستند.

isogamy can be observed in various aquatic organisms.

می‌توان ایزوگیمی را در انواع موجودات آبزی مشاهده کرد.

understanding isogamy is essential for studying reproductive biology.

درک ایزوگیمی برای مطالعه بیولوژی تولید مثل ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید