isoline

[ایالات متحده]/ˈaɪsəʊlaɪn/
[بریتانیا]/ˈaɪsoʊlaɪn/

ترجمه

n. یک خط در نقشه که نقاط با ارزش مساوی را به هم متصل می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

isoline map

نگاشت خطوط هم‌راستا

isoline analysis

تجزیه و تحلیل خطوط هم‌راستا

isoline data

داده‌های خطوط هم‌راستا

isoline contour

خط هم‌راستا

isoline technique

تکنیک خطوط هم‌راستا

isoline representation

نمایش خطوط هم‌راستا

isoline interval

فاصله خطوط هم‌راستا

isoline function

تابع خطوط هم‌راستا

isoline field

میدان خطوط هم‌راستا

isoline system

سیستم خطوط هم‌راستا

جملات نمونه

the isoline on the map indicates areas of equal temperature.

خط ایزولاین روی نقشه مناطق با دمای مساوی را نشان می‌دهد.

cartographers use isolines to represent elevation changes.

نقشه‌نگاران از خطوط ایزولاین برای نشان دادن تغییرات ارتفاع استفاده می‌کنند.

isolines help in visualizing data trends in geographic studies.

خطوط ایزولاین به تجسم روند داده‌ها در مطالعات جغرافیایی کمک می‌کنند.

the isoline map revealed the rainfall distribution in the region.

نقشه ایزولاین توزیع بارش در منطقه را نشان داد.

understanding isolines is crucial for interpreting weather patterns.

درک خطوط ایزولاین برای تفسیر الگوهای آب و هوا بسیار مهم است.

isolines can also be used in environmental studies.

خطوط ایزولاین را می‌توان در مطالعات زیست‌محیطی نیز استفاده کرد.

each isoline represents a specific value in the dataset.

هر خط ایزولاین یک مقدار خاص را در مجموعه داده نشان می‌دهد.

isolines are essential for creating contour maps.

خطوط ایزولاین برای ایجاد نقشه‌های خط‌الکوه ضروری هستند.

the isoline technique is widely used in meteorology.

تکنیک خط ایزولاین به طور گسترده در هواشناسی استفاده می‌شود.

students learned how to draw isolines during the geography class.

دانش‌آموزان یاد گرفتند که چگونه خطوط ایزولاین را در کلاس جغرافیا ترسیم کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید