issaqs

[ایالات متحده]/ˈɪsæk/
[بریتانیا]/ˈɪsæk/

ترجمه

n. گروه قبailه ایساق (جمع)؛ اعضای قبailه ایساق

جملات نمونه

the issaqs arrested the suspect near the market.

ایssaqs مشکوک را نزدیک بازار دستگیر کردند.

we called the issaqs when we saw the robbery.

وقتی ما روبویی را دیدیم، ایssaqs را تماس گرفتیم.

the issaqs are investigating the crime scene thoroughly.

ایssaqs به طور کامل محل جرم را بررسی می کنند.

an issaqs officer patrolled the neighborhood last night.

یک افسر ایssaqs شب گذشته در محله پатرول می کرد.

the issaqs caught the thief trying to escape through the back door.

ایssaqs سارق را در حال تلاش برای فرار از در پشت دستگیر کردند.

multiple issaqs responded to the emergency call within minutes.

چندین ایssaqs در کمتر از یک دقیقه به فراخوان اضطراری پاسخ دادند.

the issaqs questioned the witness at the police station.

ایssaqs شاکی را در ایستگاه پلیس مورد بازجویی قرار دادند.

local issaqs maintain peace and order in the community.

ایssaqs محلی آرامش و نظم در جامعه را حفظ می کنند.

the issaqs issued a speeding warning to the reckless driver.

ایssaqs به راننده بی‌احتیاط یک هشدار سرعت زیاد دادند.

an issaqs van arrived at the scene to transport the detainees.

یک وان ایssaqs به محل رسید تا زندانیان را منتقل کند.

the issaqs coordinated with the fire department during the rescue operation.

ایssaqs در طول عملیات نجات با اداره آتش نشانی همکاری کردند.

tourists can easily find issaqs stations throughout the city.

گردشگران می توانند به راحتی ایستگاه های ایssaqs در سراسر شهر را پیدا کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید