jacinth

[ایالات متحده]/ˈdʒeɪsɪnθ/
[بریتانیا]/ˈdʒeɪsɪnθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سنگ قیمتی مایل به قرمز-نارنجی؛ نوعی زیرکون؛ یک گل از گیاه سنبل الطیب
Word Forms
جمعjacinths

عبارات و ترکیب‌ها

jacinth color

رنگ ژاکینت

jacinth stone

سنگ ژاکینت

jacinth flower

گل ژاکینت

jacinth hue

طیف ژاکینت

jacinth ring

انگشتر ژاکینت

jacinth gem

سنگ قیمتی ژاکینت

jacinth earrings

گوشواره ژاکینت

jacinth necklace

گردنبند ژاکینت

jacinth shade

سایه‌ی ژاکینت

jacinth bracelet

دستبند ژاکینت

جملات نمونه

the jacinth gemstone is known for its vibrant color.

سنگ یاقوت کبدی به خاطر رنگ زنده خود شناخته شده است.

she wore a beautiful jacinth necklace to the party.

او یک گردنبند یاقوت کبدی زیبا به مهمانی پوشید.

the jacinth flower blooms in early spring.

گل یاقوت کبدی در اوایل بهار شکوفا می شود.

he gifted her a jacinth ring for their anniversary.

او یک حلقه یاقوت کبدی به عنوان هدیه تولد سالگرد آنها به او داد.

jacinth is often used in traditional jewelry making.

یاقوت کبدی اغلب در ساخت جواهرات سنتی استفاده می شود.

the deep jacinth color symbolizes passion and creativity.

رنگ عمیق یاقوت کبدی نماد اشتیاق و خلاقیت است.

many cultures believe jacinth has protective properties.

فرهنگ های زیادی معتقدند که یاقوت کبدی دارای خواص محافظتی است.

she chose a jacinth dress for the special occasion.

او یک لباس یاقوت کبدی برای این مناسبت خاص انتخاب کرد.

the artist used jacinth hues in her latest painting.

هنرمند از رنگ های یاقوت کبدی در آخرین نقاشی خود استفاده کرد.

he admired the jacinth's brilliance under the sunlight.

او از درخشش یاقوت کبدی در زیر نور خورشید تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید