| جمع | jamisons |
jamison works as an engineer at the local technology company.
جیمیسون به عنوان مهندس در شرکت فناوری محلی کار می کند.
i met jamison at the annual conference last summer.
من سال گذشته در کنفرانس سالیانه با جیمیسون آشنا شدم.
jamison's new book received excellent reviews from critics.
کتاب جدید جیمیسون از نقد های بسیار خوبی از سوی منتقدان برخوردار شد.
our neighbor jamison helped fix my bicycle yesterday.
همسایه ما جیمیسون دیروز کمک کرد تا دوچرخه من را تعمیر کنم.
jamison has lived in this city for over twenty years.
جیمیسون بیش از دو دهه در این شهر زندگی می کند.
my colleague jamison always arrives early to the office.
همکار من جیمیسون همیشه زودتر از دفتر حاضر می شود.
jamison graduated from harvard university with honors.
جیمیسون با افتخار از دانشگاه هاروارد فارغ التحصیل شد.
the famous painter jamison exhibited his latest works in paris.
هنرمند معروف جیمیسون اخیراً آثار خود را در پاریس نمایش داد.
jamison's daughter recently won a national spelling bee competition.
دختر جیمیسون اخیراً در مسابقه نوشتاری ملی برنده شد.
my friend jamison recommended this wonderful restaurant to me.
دوست من جیمیسون این رستوران عالی را به من توصیه کرد.
the old jamison house on maple street was recently renovated.
خانه قدیمی جیمیسون روی خیابان مابل اخیراً بازسازی شد.
coach jamison led the team to victory in the championship game.
مربی جیمیسون تیم را در بازی فینال به پیروزی رساند.
jamison successfully launched his own business last year.
جیمیسون سال گذشته با موفقیت کسب و کار خود را راه اندازی کرد.
dr. jamison is a renowned cardiologist at the city hospital.
دکتر جیمیسون یک کاردیولوژیست معروف در بیمارستان شهر است.
jamison enjoys playing guitar and writing songs in his free time.
جیمیسون لذت می برد از بازی گیتار و نوشتن آهنگ در زمان فراغ خود.
jamison works as an engineer at the local technology company.
جیمیسون به عنوان مهندس در شرکت فناوری محلی کار می کند.
i met jamison at the annual conference last summer.
من سال گذشته در کنفرانس سالیانه با جیمیسون آشنا شدم.
jamison's new book received excellent reviews from critics.
کتاب جدید جیمیسون از نقد های بسیار خوبی از سوی منتقدان برخوردار شد.
our neighbor jamison helped fix my bicycle yesterday.
همسایه ما جیمیسون دیروز کمک کرد تا دوچرخه من را تعمیر کنم.
jamison has lived in this city for over twenty years.
جیمیسون بیش از دو دهه در این شهر زندگی می کند.
my colleague jamison always arrives early to the office.
همکار من جیمیسون همیشه زودتر از دفتر حاضر می شود.
jamison graduated from harvard university with honors.
جیمیسون با افتخار از دانشگاه هاروارد فارغ التحصیل شد.
the famous painter jamison exhibited his latest works in paris.
هنرمند معروف جیمیسون اخیراً آثار خود را در پاریس نمایش داد.
jamison's daughter recently won a national spelling bee competition.
دختر جیمیسون اخیراً در مسابقه نوشتاری ملی برنده شد.
my friend jamison recommended this wonderful restaurant to me.
دوست من جیمیسون این رستوران عالی را به من توصیه کرد.
the old jamison house on maple street was recently renovated.
خانه قدیمی جیمیسون روی خیابان مابل اخیراً بازسازی شد.
coach jamison led the team to victory in the championship game.
مربی جیمیسون تیم را در بازی فینال به پیروزی رساند.
jamison successfully launched his own business last year.
جیمیسون سال گذشته با موفقیت کسب و کار خود را راه اندازی کرد.
dr. jamison is a renowned cardiologist at the city hospital.
دکتر جیمیسون یک کاردیولوژیست معروف در بیمارستان شهر است.
jamison enjoys playing guitar and writing songs in his free time.
جیمیسون لذت می برد از بازی گیتار و نوشتن آهنگ در زمان فراغ خود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید