jargoning

[ایالات متحده]/ˈdʒɑːɡənɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdʒɑrɡənɪŋ/

ترجمه

n. اصطلاحات تخصصی استفاده شده در یک حرفه یا گروه خاص؛ زیرکن زرد

عبارات و ترکیب‌ها

jargoning terms

اصطلاحات تخصصی

jargoning language

زبان تخصصی

jargoning practices

روش‌های تخصصی

jargoning issues

مسائل تخصصی

jargoning discussions

بحث‌های تخصصی

jargoning experts

متخصصان

jargoning concepts

مفاهیم تخصصی

jargoning solutions

راه حل‌های تخصصی

jargoning debates

مناظره‌های تخصصی

jargoning techniques

تکنیک‌های تخصصی

جملات نمونه

he was jargoning about technical specifications.

او در مورد مشخصات فنی با اصطلاحات تخصصی صحبت می‌کرد.

the presentation was filled with jargoning that confused the audience.

ارائه با اصطلاحات تخصصی پر شده بود که باعث سردرگمی مخاطبان شد.

it's important to avoid jargoning when speaking to clients.

هنگام صحبت با مشتریان، مهم است که از استفاده بیش از حد از اصطلاحات تخصصی خودداری کنید.

she often finds herself jargoning in meetings.

او اغلب متوجه می‌شود که در جلسات از اصطلاحات تخصصی استفاده می‌کند.

jargoning can create barriers in communication.

استفاده از اصطلاحات تخصصی می‌تواند موانعی در برقراری ارتباط ایجاد کند.

he tends to start jargoning when he gets excited.

او معمولاً وقتی هیجان‌زده می‌شود شروع به استفاده از اصطلاحات تخصصی می‌کند.

jargoning makes it hard for newcomers to understand.

استفاده از اصطلاحات تخصصی درک موضوع را برای افراد جدید دشوار می‌کند.

she was criticized for jargoning during the seminar.

او به دلیل استفاده از اصطلاحات تخصصی در سمینار مورد انتقاد قرار گرفت.

the report was full of jargoning that needed clarification.

گزارش پر از اصطلاحات تخصصی بود که نیاز به توضیح داشت.

effective communication requires avoiding excessive jargoning.

ارتباط موثر مستلزم اجتناب از استفاده بیش از حد از اصطلاحات تخصصی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید