jawan

[ایالات متحده]/dʒəˈwɑːn/
[بریتانیا]/dʒəˈwɑn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرباز هندی (پیاده نظام)
Word Forms
جمعjawans

عبارات و ترکیب‌ها

jawan hero

جوان قهرمان

jawan spirit

روح جوان

jawan pride

افتخار جوان

jawan strength

قدرت جوان

jawan leader

رهبر جوان

jawan unity

وحدت جوان

jawan culture

فرهنگ جوان

jawan dreams

رویاهای جوان

jawan journey

سفر جوان

jawan community

جامعه جوان

جملات نمونه

she is a skilled jawan in the army.

او یک جوان ماهر در ارتش است.

the jawan received a medal for bravery.

جوان مدال شجاعت دریافت کرد.

every jawan is trained to handle difficult situations.

هر جوان برای مقابله با شرایط دشوار آموزش دیده است.

the jawan's dedication to duty is commendable.

تعهد جوان به وظیفه قابل تحسین است.

many jawans participate in community service.

جوانان زیادی در خدمات اجتماعی شرکت می کنند.

the jawan shared stories of his experiences.

جوان داستان های تجربیات خود را به اشتراک گذاشت.

each jawan plays a vital role in the mission.

هر جوان نقش حیاتی در مأموریت ایفا می کند.

the jawan trained hard for the upcoming operation.

جوان برای عملیات آینده سخت تمرین کرد.

respect for every jawan is essential in our society.

احترام به هر جوان در جامعه ما ضروری است.

the jawan's family received support from the government.

خانواده جوان از دولت حمایت دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید