jessy

[ایالات متحده]/ˈdʒesi/
[بریتانیا]/ˈdʒesi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام خانوادگی زن
شکل‌های واژه
جمعjessies

جملات نمونه

jessy woke up early to catch the sunrise over the mountains.

جسی به زودی برای دیدن طلوع خورشید بر روی کوه‌ها استخوان شد.

jessy has a bubbly personality that brightens everyone's day.

جسی شخصیتی پر انرژی دارد که روز هر کسی را روشن می‌کند.

jessy baked delicious chocolate chip cookies for her friend's birthday.

جسی برای تولد دوستش کوکی‌های شکلاتی لذت‌بخش پخت.

jessy is incredibly talented at playing the piano and violin.

جسی به طور شگفت‌آوری می‌تواند پیانو و ویولن بازی کند.

jessy always gives thoughtful and meaningful gifts to her family.

جسی همیشه به خانواده‌اش هدیه‌های فکری و معنی‌دار می‌دهد.

jessy met her childhood best friend at the high school reunion.

جسی در جمع‌یابی مدرسه‌ی دوره‌ی دبیرستان با بهترین دوست کودکی‌اش دوباره آشنا شد.

jessy enjoys reading mystery novels in her spare time.

جسی لذت می‌برد از خواندن رمان‌های جنایی در وقت فراغش.

jessy works as a dedicated nurse at the city hospital.

جسی به عنوان یک پرستار وفادار در بیمارستان شهر کار می‌کند.

jessy adopted a cute golden retriever puppy last month.

جسی ماه گذشته یک گرگ زیبا از نژاد گولدن ریتریور را به عنوان خانواده‌ی خود پذیرفته است.

jessy traveled to japan during her summer vacation last year.

جسی سال گذشته در مرخصی تابستانی‌اش به ژاپن سفر کرد.

jessy is currently learning japanese at a language institute.

جسی در حال حاضر در یک موسسه‌ی زبان ژاپنی یاد می‌گیرد.

jessy helped her elderly neighbor carry groceries from the market.

جسی به همسایه‌ی سالمندش کمک کرد تا از بازار خریداری‌هایش را بیاورد.

jessy loves spending quiet evenings reading books by the fireplace.

جسی دوست دارد در شب‌های آرام در کنار بخاری کتاب بخواند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید