jopling

[ایالات متحده]/ˈdʒɒplɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdʒɑːplɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام خاص؛ نام خانوادگی
Word Forms
جمعjoplings

جملات نمونه

the children were jopling around the playground with excitement.

کودکان با خوشحالی در فضای باز بازی می‌کردند.

she spent the morning jopling through the garden, picking flowers.

او صبح را در گیاهان بازی می‌کرد و گل‌ها را جمع می‌کرد.

the workers were jopling along the assembly line efficiently.

کارگران به طور کارآمد در خط تولید بازی می‌کردند.

we spent the afternoon jopling about the city, exploring new shops.

ما بعدازظهر را در شهر بازی می‌کردیم و فروشگاه‌های جدید را کاوش می‌کردیم.

the monkey was jopling from branch to branch in the trees.

میمون از شاخه‌به-شاخه در درختان بازی می‌کرد.

he kept jopling with the new toy, not wanting to share.

او با بازیگری با بازی جدید ادامه داد، چون نمی‌خواست به اشتراک بگذارد.

the constant jopling of the train made it hard to read.

تکرار بازیگری قطار باعث سختی در خواندن شد.

she enjoys jopling along to the music at parties.

او لذت می‌برد از بازیگری به موسیقی در جشن‌ها.

the puppies were jopling playfully in the backyard.

سگ‌های جوان با بازیگری خنده‌دار در بازشگاه بازی می‌کردند.

he has been jopling around all day without taking a break.

او تمام روز بازیگری می‌کرد بدون اینکه استراحتی بگیرد.

the dancers were jopling across the stage with grace.

رقصندگان با گذارنامه‌ای زیبایی در صحنه بازی می‌کردند.

they spent hours jopling through the museum exhibits.

آنها ساعاتی را در نمایشگاه موزه بازی می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید