journeyers

[ایالات متحده]/ˈdʒɜː.ni.ər/
[بریتانیا]/ˈdʒɜr.ni.ər/

ترجمه

n. کسی که سفری را آغاز می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

adventurous journeyer

سفر کننده ماجراجو

experienced journeyer

سفر کننده باتجربه

curious journeyer

سفر کننده کنجکاو

passionate journeyer

سفر کننده پرشور

thoughtful journeyer

سفر کننده متفکر

seasoned journeyer

سفر کننده با تجربه

bold journeyer

سفر کننده جسور

spiritual journeyer

سفر کننده معنوی

enthusiastic journeyer

سفر کننده مشتاق

dedicated journeyer

سفر کننده متعهد

جملات نمونه

the journeyer found joy in every step of the adventure.

سیر کننده در هر قدمی از ماجراجویی شادی یافت.

as a journeyer, one must embrace the unknown.

به عنوان یک مسافر، یک فرد باید ناشناخته را بپذیرد.

a journeyer learns valuable lessons along the way.

یک مسافر درس های ارزشمندی را در طول مسیر یاد می گیرد.

the journeyer shared stories of their travels.

مسافر داستان های سفر خود را به اشتراک گذاشت.

every journeyer has a unique perspective on life.

هر مسافری دیدگاه منحصر به فردی نسبت به زندگی دارد.

the journeyer met many interesting people during the trip.

مسافر در طول سفر با افراد جالب زیادی ملاقات کرد.

a true journeyer appreciates the beauty of nature.

یک مسافر واقعی از زیبایی طبیعت قدردانی می کند.

the journeyer documented their experiences in a journal.

مسافر تجربیات خود را در یک دفترچه یادداشت ثبت کرد.

being a journeyer requires courage and curiosity.

مسافری بودن به شجاعت و کنجکاوی نیاز دارد.

the journeyer reflected on their past adventures.

مسافر به ماجراهای گذشته خود فکر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید