kaspar

[ایالات متحده]/ˈkæspɑːr/
[بریتانیا]/ˈkæspɑːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام خانوادگی از مبدأ ژرمنی، که در محیط‌های آلمانی، انگلیسی و فرانسوی استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعkaspars

جملات نمونه

kaspar is a talented musician who plays multiple instruments professionally.

کاسپار یک موسیقی‌دان ماهر است که به طور حرفه‌ای چند ابزار می‌زند.

many investors trust kaspar's financial advice and market predictions.

بیشتر سرمایه‌گذاران به مشاوره مالی و پیش‌بینی‌های بازار کاسپار اعتماد دارند.

the kaspar method has revolutionized language teaching worldwide.

روش کاسپار به طور جهانی آموزش زبان را نوآوری کرده است.

kaspar's latest novel has received critical acclaim from literary critics.

جدیدترین رمان کاسپار از سوی منتقدان ادبی تحسین خاصی را به دست آورده است.

we should seek kaspar's opinion before finalizing the project proposal.

ما باید قبل از نهایی کردن پیشنهاد پروژه نظر کاسپار را جویا کنیم.

the kaspar foundation has donated millions to charitable causes.

بنیاد کاسپار میلیون‌ها دلار به علل خیریه داده است.

kaspar demonstrated exceptional leadership during the organizational crisis.

کاسپار در زمان بحران سازمانی رهبری بسیار خاصی نشان داد.

the restaurant kaspar offers an exquisite french cuisine experience.

رستوران کاسپار تجربه غذای فرانسوی بسیار زیبایی را ارائه می‌دهد.

kaspar's scientific research has advanced our understanding of climate change.

پژوهش‌های علمی کاسپار درک ما از تغییرات اقلیمی را پیشبرده است.

i greatly admire kaspar's commitment to environmental conservation efforts.

من به طور زیادی از تعهد کاسپار در زمینه تلاش‌های حفظ محیط زیست قدردانی می‌کنم.

the kaspar research center specializes in artificial intelligence development.

مرکز پژوهشی کاسپار در توسعه هوش مصنوعی متخصص است.

kaspar's public speaking skills captivated the entire audience at the conference.

مهارت‌های سخنرانی کاسپار تمامی حضار کنفرانس را جذب کرد.

young entrepreneurs often consider kaspar their primary business mentor.

کسب‌وکارهای جوان اغلب کاسپار را به عنوان مربی اصلی کسب‌وکار خود می‌پندارند.

the kaspar initiative aims to improve urban transportation systems.

میزبانی کاسپار بهبود سیستم‌های حمل و نقل شهری را هدف قرار داده است.

kaspar's photography exhibition attracted record numbers of visitors.

نمایشگاه عکاسی کاسپار تعداد رکوردی بازدید کننده را جذب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید