kerchief

[ایالات متحده]/'kɜːtʃɪf/
[بریتانیا]/'kɝtʃɪf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شال کوچک مربعی که بر روی سر یا دور گردن پوشیده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

silk kerchief

حرفه‌دوزی ابریشمی

جملات نمونه

She tied the kerchief around her neck.

او روسری را دور گردنش بست.

He used the kerchief to wipe his forehead.

او از روسری برای پاک کردن پیشانی‌اش استفاده کرد.

She always carries a kerchief in her purse.

او همیشه یک روسری در کیفش دارد.

The kerchief fluttered in the wind.

روسری در باد به رقص درآمد.

He tucked the kerchief into his pocket.

او روسری را در جیبش گذاشت.

She wore a kerchief over her hair.

او یک روسری روی سرش گذاشته بود.

The kerchief was embroidered with delicate flowers.

روسری با گل‌های ظریف گلدوزی شده بود.

She used the kerchief as a makeshift bandage.

او از روسری به عنوان یک باند موقت استفاده کرد.

He waved his kerchief to say goodbye.

او با دست تکان دادن روسری خداحافظی کرد.

The old photograph showed a woman with a kerchief tied around her head.

عکس قدیمی زنی را با روسری دور سرش نشان می‌داد.

نمونه‌های واقعی

'Yes, I am, ' replied the old gentleman, 'but I'm not sure that this boy actually took the hand kerchief.

بله، من هستم، - پیرمرد پاسخ داد - اما مطمئن نیستم که این پسر واقعاً دستمال را برداشته باشد.

منبع: Oliver Twist (abridged version)

Some of its men who were killed were wearing kerchiefs with the words Onward to Jerusalem printed on them.

برخی از مردانی که کشته شدند، دستمال‌هایی با عبارت «به سمت اورشلیم» روی آنها پوشیده بودند.

منبع: Listen to this 3 Advanced English Listening

He had seen two boys steal the hand kerchief and then run away, leaving Oliver to be arrested.

او دو پسری را دیده بود که دستمال را بدزدیده‌اند و سپس فرار کرده‌اند و الیور را دستگیر کرده‌اند.

منبع: Oliver Twist (abridged version)

" Now you wear the kerchief of the bakka, " he said.

منبع: "Dune" audiobook

Gurney looked up to see a Fremen waving his kerchief.

گورنی سرش را بلند کرد تا یک فرمن را با دستمالش ببیند.

منبع: "Dune" audiobook

Hey, do you mind if I ditch the kerchief?

هی، شما مشکلی دارید که دستمال را کنار بگذارم؟

منبع: Modern Family Season 9

He took out his kerchief and pressed it to his head.

او دستمالش را بیرون آورد و به سرش فشرد.

منبع: No Country for Old Men

And mamma in her 'kerchief, and I in my cap, had just settled our brains for a long winter's nap.

و مادر در دستمالش و من در کلاهم، به تازگی ذهنمان را برای یک چرت طولانی زمستانی آرام کرده بودیم.

منبع: VOA Special April 2019 Collection

A white 'kerchief covered her head to her very eyebrows.

یک دستمال سفید سرش را تا ابروهایش پوشانده بود.

منبع: Resurrection

She sensed how the symbolism of the kerchiefs united this band.

او احساس کرد که نمادگرایی دستمال‌ها این گروه را متحد کرده است.

منبع: "Dune" audiobook

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید