keytone

[ایالات متحده]/ˈkiːtəʊn/
[بریتانیا]/ˈkiːtoʊn/

ترجمه

n. یک نغمه موسیقی که پایه یک نت می باشد؛ نت اول یک مقیاس (Tonic).؛ نغمه یا کیفیت اساسی یا مهمترین چیزی.؛ (گویش) به عنوان یک جمله معنی دار برای ترکیب شیمیایی کتون استفاده می شود.؛ (اسم خاص) یک شرکت بازاریابی یا نام برند (ارجاع به 'Yuandao').
شکل‌های واژه
جمعkeytones

جملات نمونه

the doctor tested her ketone levels to check her metabolic health.

دکتر سطح کتون‌های او را برای بررسی سلامت متابولیکش آزمایش کرد.

ketone bodies provide alternative energy for the brain.

بدن‌های کتون انرژی جایگزینی برای مغز فراهم می‌کنند.

a ketogenic diet can increase ketone production in the liver.

رژیم کتونی می‌تواند تولید کتون را در کبد افزایش دهد.

high ketone levels may indicate diabetic ketoacidosis.

سطح بالای کتون ممکن است نشان‌دهنده کتونورزی دیابتی باشد.

some athletes use ketone supplements to enhance performance.

برخی ورزشکاران از مکمل‌های کتون برای بهبود عملکرد استفاده می‌کنند.

the blood ketone meter showed elevated readings.

متر کتون خون نتایج بالایی نشان داد.

ketone metabolism becomes important during prolonged fasting.

متابولیسم کتون در ایستادگی طولانی مدت اهمیت پیدا می‌کند.

urine ketone strips are commonly used for monitoring.

نوارهای کتون ادرار به طور گسترده برای پایش استفاده می‌شوند.

the ketogenic diet puts the body into a state of ketosis.

رژیم کتونی بدن را به حالت کتون‌زایی می‌آورد.

researchers study ketone benefits for neurological conditions.

پژوهشگران فایده‌های کتون را برای بیماری‌های عصبی مطالعه می‌کنند.

ketone breath analyzers offer non-invasive testing.

تحلیل‌گرهای تنفسی کتون آزمایش‌های غیرتهاجمی ارائه می‌دهند.

low-carbohydrate diets trigger ketone generation.

رژیم‌های کم‌کربوهیدرات تولید کتون را القا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید