kibbles

[ایالات متحده]/ˈkɪb.əl/
[بریتانیا]/ˈkɪb.əl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به طور درشت خرد کردن
n. تکه‌های کوچک و خشک غذا برای حیوانات خانگی

عبارات و ترکیب‌ها

dog kibble

غذاى سگ

kibble bowl

ظرف غذای سگ

kibble size

اندازه غذای سگ

kibble type

نوع غذای سگ

kibble brand

برند غذای سگ

kibble bag

کیسه غذای سگ

kibble diet

رژیم غذایی سگ

kibble formula

فرمول غذای سگ

kibble recipe

دستور تهیه غذای سگ

kibble dispenser

توزیع کننده غذای سگ

جملات نمونه

the dog eagerly ate its kibble this morning.

سگ با اشتیاق صبح امروز غذای خشک خود را خورد.

make sure to store the kibble in a cool, dry place.

مطمئن شوید که غذای خشک را در جای خنک و خشک نگهداری کنید.

she decided to switch her pet's kibble brand.

او تصمیم گرفت برند غذای خشک حیوان خانگی خود را تغییر دهد.

the vet recommended a high-quality kibble for my cat.

پزشک دامپزشکی غذای خشک با کیفیت بالا را برای گربه من توصیه کرد.

many dogs prefer kibble over wet food.

بسیاری از سگ ها غذای خشک را به غذای مرطوب ترجیح می دهند.

he filled the bowl with kibble before leaving for work.

او قبل از رفتن به سر کار کاسه را با غذای خشک پر کرد.

her puppy loves to play with kibble in the yard.

پ Uppies او عاشق بازی با غذای خشک در حیاط است.

it's important to choose the right kibble for your dog's age.

انتخاب غذای خشک مناسب برای سن سگ شما مهم است.

some kibble brands include added vitamins and minerals.

برخی از برندهای غذای خشک حاوی ویتامین ها و مواد معدنی اضافی هستند.

she measured the kibble to ensure proper portion sizes.

او اندازه سهم مناسب را با اندازه گیری غذای خشک اطمینان حاصل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید