kidnapers

[ایالات متحده]/ˈkɪdneɪpəz/
[بریتانیا]/ˈkɪdneɪpərz/

ترجمه

n. افرادی که دیگران را برای باج ربوده و می‌برند

عبارات و ترکیب‌ها

kidnapers caught

بفشاری گرفته شده اند

kidnapers arrested

دستگیر شده اند

kidnapers identified

شناسایی شده اند

kidnapers charged

متهم شده اند

kidnapers escape

فرار کرده اند

kidnapers demand

مطالبه می کنند

kidnapers involved

درگیر هستند

kidnapers threat

تهدید می کنند

kidnapers plan

برنامه ریزی می کنند

kidnapers release

آزاد می کنند

جملات نمونه

the kidnapers were caught by the police.

قاچاقچیان توسط پلیس دستگیر شدند.

the kidnapers demanded a large ransom.

قاچاقچیان خواستار پرداخت باج بزرگ بودند.

they were terrified of the kidnapers' threats.

آنها از تهدیدهای قاچاقچیان وحشت داشتند.

the kidnapers left a note for the family.

قاچاقچیان یادداشتی برای خانواده گذاشتند.

authorities are searching for the kidnapers.

مقامات در جستجوی قاچاقچیان هستند.

the kidnapers used a van to escape.

قاچاقچیان برای فرار از یک ون استفاده کردند.

victims often describe their kidnapers as ruthless.

متاثرات اغلب قاچاقچیان خود را بی‌رحم توصیف می‌کنند.

the kidnapers were identified through security footage.

قاچاقچیان از طریق فیلم‌های امنیتی شناسایی شدند.

the police set up a trap for the kidnapers.

پلیس برای قاچاقچیان یک تله گذاشت.

negotiators spoke with the kidnapers for hours.

برای ساعت‌ها مذاکره‌کنندگان با قاچاقچیان صحبت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید