kilohm

[ایالات متحده]/ˈkɪləʊm/
[بریتانیا]/ˈkɪloʊm/

ترجمه

n. یک واحد از مقاومت الکتریکی معادل یک هزار اهم
Word Forms
جمعkilohms

عبارات و ترکیب‌ها

one kilohm

یک کیلو اهم

ten kilohms

ده کیلو اهم

hundred kilohm

صد کیلو اهم

two kilohms

دو کیلو اهم

five kilohms

پنج کیلو اهم

low kilohm

کیلو اهم پایین

high kilohm

کیلو اهم بالا

variable kilohm

کیلو اهم متغیر

resistor kilohm

کیلو اهم مقاومت

جملات نمونه

the resistor has a value of 10 kilohm.

مقاومت دارای مقدار 10 کیلو اهم است.

we need a kilohm resistor for this circuit.

ما به یک مقاومت کیلو اهم برای این مدار نیاز داریم.

the measurement showed a resistance of 5 kilohm.

اندازه‌گیری مقاومت 5 کیلو اهم را نشان داد.

adjust the potentiometer to 1 kilohm.

پتانسیومتر را روی 1 کیلو اهم تنظیم کنید.

this device operates at 100 kilohm impedance.

این دستگاه با امپدانس 100 کیلو اهم کار می کند.

use a 50 kilohm resistor for better performance.

برای عملکرد بهتر از یک مقاومت 50 کیلو اهم استفاده کنید.

the circuit requires a 15 kilohm component.

مدار به یک قطعه 15 کیلو اهمی نیاز دارد.

check the kilohm rating before installation.

قبل از نصب، رتبه کیلو اهم را بررسی کنید.

we measured the resistance in kilohms.

ما مقاومت را بر حسب کیلو اهم اندازه گیری کردیم.

he replaced the faulty 20 kilohm resistor.

او مقاومت 20 کیلو اهم معیوب را جایگزین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید