kilters

[ایالات متحده]/ˈkɪltəz/
[بریتانیا]/ˈkɪltərz/

ترجمه

n. تعادل; نرمی; وضعیت خوب

عبارات و ترکیب‌ها

kilters in action

عملکرد کیلترها

kilters at work

کیلترها در حال کار

kilters on duty

کیلترها در حالت آماده باش

kilters for hire

کیلترها برای استخدام

kilters in training

کیلترها در حال آموزش

kilters in charge

کیلترها مسئول

kilters in need

کیلترها در نیاز

kilters on standby

کیلترها در حالت آماده باش

kilters at large

کیلترها در حال آزاد بودن

جملات نمونه

everything was out of kilter after the storm.

بعد از طوفان، همه چیز به هم ریخته بود.

his plans were thrown out of kilter by unexpected events.

برنامه‌های او به دلیل وقایع غیرمنتظره به هم ریخته بود.

she felt that her life was out of kilter.

او احساس می‌کرد که زندگی‌اش به هم ریخته است.

the team was out of kilter, leading to poor performance.

تیم از هم گسیخته بود که منجر به عملکرد ضعیف شد.

when things are out of kilter, it's hard to focus.

وقتی همه چیز به هم ریخته است، تمرکز کردن سخت است.

his emotions were out of kilter after the breakup.

احساسات او پس از جدایی به هم ریخته بود.

they needed to get their finances back in kilter.

آنها نیاز داشتند امور مالی خود را دوباره به حالت عادی برگردانند.

her thoughts were out of kilter during the stressful meeting.

در طول جلسه استرس زا، افکار او به هم ریخته بود.

the project went out of kilter due to miscommunication.

به دلیل سوء تفاهم، پروژه از کنترل خارج شد.

we must find a way to get everything back in kilter.

ما باید راهی برای بازگرداندن همه چیز به حالت عادی پیدا کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید