kinematic

[ایالات متحده]/ˌkɪnəˈmætɪk/
[بریتانیا]/ˌkɪnəˈmætɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به مطالعه حرکت بدون در نظر گرفتن نیروها؛ مربوط به حرکت اشیاء
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

kinematic analysis

تجزیه جنباتی

kinematic equations

معادلات جنباتی

kinematic motion

حرکت جنباتی

kinematic model

مدل جنباتی

kinematic chain

زنجیره جنباتی

kinematic diagram

نمودار جنباتی

kinematic variables

متغیرهای جنباتی

kinematic relationships

روابط جنباتی

kinematic simulation

شبیه‌سازی جنباتی

جملات نمونه

the kinematic equations describe the motion of objects.

معادلات سینماتیکی حرکت اجسام را توصیف می‌کنند.

kinematic analysis is essential for understanding vehicle dynamics.

تجزیه و تحلیل سینماتیکی برای درک دینامیک خودرو ضروری است.

in physics, kinematic variables include displacement and velocity.

در فیزیک، متغیرهای سینماتیکی شامل جابجایی و سرعت هستند.

the study of kinematic chains is important in robotics.

مطالعه زنجیره‌های سینماتیکی در رباتیک مهم است.

kinematic motion can be described using graphs and equations.

حرکت سینماتیکی را می‌توان با استفاده از نمودارها و معادلات توصیف کرد.

understanding kinematic principles helps in designing efficient machines.

درک اصول سینماتیکی به طراحی ماشین‌آلات کارآمد کمک می‌کند.

he used kinematic models to predict the trajectory of the projectile.

او از مدل‌های سینماتیکی برای پیش‌بینی مسیر پرتابه استفاده کرد.

kinematic simulations can visualize complex movements in animation.

شبیه‌سازی‌های سینماتیکی می‌توانند حرکات پیچیده را در انیمیشن به تصویر بکشند.

the kinematic approach simplifies the analysis of motion.

رویکرد سینماتیکی تجزیه و تحلیل حرکت را ساده می‌کند.

her research focused on kinematic patterns in human gait.

تحقیقات او بر روی الگوهای سینماتیکی در راه رفتن انسان متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید