kirchner

[ایالات متحده]/kɜːrʧˈnə/
[بریتانیا]/kɜːrʧˈnɜːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام خانوادگی یا نام شخصی
شکل‌های واژه
جمعkirchners

جملات نمونه

the kirchner paintings are displayed in the modern art gallery.

نقاشی‌های کیرchner در گالری هنر مدرن نمایش داده می‌شوند.

this museum has a remarkable collection of kirchner artwork.

این موزه مجموعه‌ای برجسته از آثار هنری کیرchner دارد.

the kirchner exhibition attracted thousands of visitors last month.

نمایشگاه کیرchner ماه گذشته هزاران بازدیدکننده جذب کرد.

his distinctive style influenced the entire expressionist movement.

سبک متمایز او بر کل جنبش اکسپرسیونیستی تأثیر گذاشته است.

art students often study the kirchner museum in berlin.

دانشجویان هنر اغلب موزه کیرchner در برلین را مطالعه می‌کنند.

die brücke artists like kirchner revolutionized german art.

هنرمندان گروه دی بروکه مانند کیرchner هنر آلمان را انقلابی کردند.

the bold colors in kirchner's work define his expressionist approach.

رنگ‌های جسورانه در آثار کیرchner رویکرد اکسپرسیونیستی او را تعیین می‌کند.

kirchner's berlin street scenes capture the energy of the city.

صحنه‌های خیابانی برلیک کیرchner انرژی شهر را به خوبی ثبت کرده است.

die brücke group marked a turning point in modern art history.

گروه دی بروکه یک نقطه‌ی پیوستگی در تاریخ هنر مدرن را نشان داد.

the museum recently acquired three rare kirchner woodcuts.

موزه اخیراً سه چوب چاپ کیرchner نادر را خریداری کرده است.

art historians consider his portraits as revolutionary masterpieces.

تاریخ‌نویسان هنر پورتره‌های او را به عنوان آثار انقلابی می‌دانند.

kirchner's contribution to modernism cannot be overstated.

همکاری کیرchner در مدرنیسم نمی‌تواند بیش از حد تأکید شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید