knacker

[ایالات متحده]/'nækə/
[بریتانیا]/'nækɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که حیوانات فرسوده، به ویژه اسب‌ها را از دور خارج می‌کند
vt. عقیم کردن؛ کشتن
Word Forms
جمعknackers

عبارات و ترکیب‌ها

knacker yard

حیاط گاوداری

knackered horse

اسب خسته

knackered old car

ماشین قدیمی خسته

جملات نمونه

Or, like me, are you just plain knackered and thankful the whole bloody shebang is finally over?

یا مثل من، آیا شما هم فقط خسته و سپاسگزار این هستید که این همه آش و همهمه بالاخره تمام شده است؟

Some of the animals had noticed that the van which took Boxer away was marked "Horse Slaughterer," and had actually jumped to the conclusion that Boxer was being sent to the knacker's.

برخی از حیوانات متوجه شدند که ون که باکسر را با خود برد با نوشته "ذبیح‌خانه اسب" مشخص شده بود و به این نتیجه رسیدند که باکسر برای فرستاده شدن به ذبیح‌خانه ارسال شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید