knackery

[ایالات متحده]/ˈnækəri/
[بریتانیا]/ˈnækəri/

ترجمه

n. (UK) مکانی برای کشتار دام‌های پیر یا ضعیف، به‌ویژه اسب‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

old knackery

کارگاه قدیمی

local knackery

کارگاه محلی

dog knackery

کارگاه سگ

knackery shop

فروشگاه کارگاه

knackery business

کسب و کار کارگاه

knackery owner

صاحب کارگاه

knackery items

وسایل کارگاه

knackery sale

فروش کارگاه

knackery finds

یافته های کارگاه

knackery treasures

گنج های کارگاه

جملات نمونه

she has a knackery for fixing old cars.

او استعداد تعمیر ماشین‌های قدیمی را دارد.

his knackery for cooking impresses everyone.

استعداد او در آشپزی همه را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

they opened a knackery to sell handmade crafts.

آنها یک کسب و کار برای فروش صنایع دستی دستی باز کردند.

do you have a knackery for solving puzzles?

آیا شما استعداد حل کردن معماها را دارید؟

her knackery for languages makes her a great translator.

استعداد او در زبان‌ها باعث می‌شود یک مترجم عالی باشد.

he turned his knackery for gardening into a business.

او استعداد خود در باغبانی را به یک کسب و کار تبدیل کرد.

with a knackery for design, she created a stunning website.

با داشتن استعداد طراحی، او یک وب سایت خیره کننده ایجاد کرد.

they say he has a knackery for making people laugh.

می گویند او استعداد خنداندن مردم را دارد.

her knackery for negotiation helped close the deal.

استعداد او در مذاکره به بستن معامله کمک کرد.

he discovered his knackery for painting at a young age.

او در سن جوانی استعداد نقاشی کشف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید