knishes

[ایالات متحده]/kəˈnɪʃ/
[بریتانیا]/kəˈnɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی شیرینی پر شده با گوشت، پنیر یا میوه؛ خمیر کگل یا کنیش

عبارات و ترکیب‌ها

hot knish

نان شیرینی داغ

potato knish

نان شیرینی سیب زمینی

meat knish

نان شیرینی گوشت

sweet knish

نان شیرینی شیرین

savory knish

نان شیرینی خوش طعم

knish shop

فروشگاه نان شیرینی

knish filling

مواد پرکننده نان شیرینی

knish dough

خمیر نان شیرینی

knish recipe

دستور تهیه نان شیرینی

knish vendor

فروشنده نان شیرینی

جملات نمونه

i love to eat knish for lunch.

من عاشق خوردن کناش برای ناهار هستم.

she bought a delicious potato knish.

او یک کناش سیب زمینی خوشمزه خرید.

knish is a popular snack in jewish delis.

کناش یک میان وعده محبوب در دلی‌های یهودی است.

he learned how to make knish from his grandmother.

او یاد گرفت چگونه کناش را از مادربزرگش درست کند.

we enjoyed a warm knish during the festival.

ما از خوردن یک کناش گرم در طول جشنواره لذت بردیم.

have you ever tried a sweet knish?

آیا تا به حال کناش شیرین امتحان کرده اید؟

they serve knish with a side of mustard.

آنها کناش را با سس خردل سرو می کنند.

knish can be filled with various ingredients.

کناش را می توان با مواد مختلف پر کرد.

she prefers her knish crispy on the outside.

او ترجیح می دهد کناش او در خارج ترد باشد.

knish is often enjoyed with a cup of tea.

اغلب کناش را با یک فنجان چای میل می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید