knotgrass

[ایالات متحده]/ˈnɒtɡrɑːs/
[بریتانیا]/ˈnɑtɡræs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی گیاه در جنس Polygonum؛ knotgrass، نام عمومی برای گونه‌های خاصی از علف‌ها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

knotgrass weed

سرخارگل

knotgrass plant

گیاه سرخارگل

knotgrass family

خانواده سرخارگل

knotgrass habitat

زیستگاه سرخارگل

knotgrass leaves

برگ‌های سرخارگل

knotgrass growth

رشد سرخارگل

knotgrass roots

ریشه‌های سرخارگل

knotgrass control

کنترل سرخارگل

knotgrass species

گونه‌های سرخارگل

knotgrass benefits

فواید سرخارگل

جملات نمونه

knotgrass is often found in damp areas.

سرگزی معمولاً در مناطق مرطوب یافت می‌شود.

the herbalist used knotgrass for its medicinal properties.

گیاه‌شناس از سرگزی به دلیل خواص دارویی آن استفاده کرد.

farmers sometimes consider knotgrass a weed.

کشاورزان گاهی اوقات سرگزی را علف هرز در نظر می‌گیرند.

knotgrass can be used to make a natural dye.

می‌توان از سرگزی برای تهیه رنگ طبیعی استفاده کرد.

in traditional medicine, knotgrass is valued for its benefits.

در طب سنتی، سرگزی به دلیل فواید آن مورد توجه است.

many gardeners struggle to control knotgrass growth.

بسیاری از باغداران برای کنترل رشد سرگزی تلاش می‌کنند.

knotgrass can be identified by its unique leaf shape.

می‌توان سرگزی را با توجه به شکل خاص برگ‌های آن شناسایی کرد.

some animals feed on knotgrass as part of their diet.

برخی از حیوانات به عنوان بخشی از رژیم غذایی خود از سرگزی تغذیه می‌کنند.

knotgrass flourishes in nutrient-rich soil.

سرگزی در خاک غنی از مواد مغذی به خوبی رشد می‌کند.

research shows knotgrass has various ecological benefits.

تحقیقات نشان می‌دهد که سرگزی فواید اکولوژیکی متعددی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید