komondor

[ایالات متحده]/ˈkɒm.ən.dɔːr/
[بریتانیا]/ˈkoʊ.mən.dɔr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نژادی از سگ‌های گله بزرگ، سفید و با پشم حلقه‌ای از مجارستان.
Word Forms
جمعkomondors

عبارات و ترکیب‌ها

komondor dog

سگ كوموندور

komondor breed

نژاد كوموندور

komondor coat

پوشش كوموندور

komondor care

مراقبت از كوموندور

komondor grooming

آرايش كوموندور

komondor training

آموزش كوموندور

komondor temperament

طبع كوموندور

komondor history

تاریخچه كوموندور

komondor size

جثه كوموندور

komondor personality

شخصیت كوموندور

جملات نمونه

the komondor is known for its distinctive corded coat.

سگ کموندور به خاطر پوشش منحصربه‌فرد بافته‌شده خود شناخته می‌شود.

many people admire the komondor for its impressive size.

بسیاری از مردم سگ کموندور را به خاطر جثه چشمگیرش تحسین می‌کنند.

training a komondor requires patience and consistency.

آموزش یک سگ کموندور نیاز به صبر و ثبات دارد.

komondors are often used as livestock guardian dogs.

سگ‌های کموندور اغلب به عنوان سگ‌های نگهبان دام استفاده می‌شوند.

owning a komondor can be a rewarding experience.

داشتن یک سگ کموندور می‌تواند یک تجربه پاداش‌دهنده باشد.

regular grooming is essential for a komondor's coat.

آرايش منظم برای پوشش سگ کموندور ضروری است.

komondors are known for their loyalty and protective nature.

سگ‌های کموندور به خاطر وفاداری و طبیعت محافظتی خود شناخته می‌شوند.

it is important to socialize a komondor from a young age.

اجازه دادن به سگ کموندور از سنین پایین با دیگران معاشرت کند، مهم است.

the komondor's unique appearance makes it stand out in dog shows.

ظاهر منحصر به فرد سگ کموندور باعث می‌شود در مسابقات سگ‌ها از دیگران متمایز شود.

a well-trained komondor can be a great family pet.

یک سگ کموندور که به خوبی آموزش دیده باشد می‌تواند یک حیوان خانگی عالی برای خانواده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید