the krays
کرایز
the krays' reign
حکومت کرایز
the krays' story
داستان کرایز
fear the krays
از کرایز بترسید
hunt the krays
کرایز را دنبال کنید
remember the krays
کرایز را به یاد بسپارید
like the krays
مثل کرایز
the krays' gang
گروه کرایز
stop the krays
کرایز را متوقف کنید
the krays' trial
محاکمه کرایز
the city's daily grays and krays eventually wore him down.
گرایهای روزمره شهر و کرایهای آن در نهایت او را خسته کرد.
analysts are studying the market grays and krays for hidden trends.
تحلیلگران با گرایهای بازار و کرایهای آن به دنبال روندهای پنهان هستند.
old sailors love sharing their sea krays and legends with tourists.
صیادان قدیمی دوست دارند کرایهای دریایی و افسانههای خود را با گردشگران به اشتراک بگذارند.
he painted the landscape using subtle krays and purples.
او با استفاده از کرایهای ریز و رنگهای بنفش، منظره را نقاشی کرد.
the report highlighted the ethical krays within the corporation.
گزارش به کرایهای اخلاقی درون شرکت اشاره کرد.
local krays and folklore often contain a grain of truth.
کرایهای محلی و داستانهای قدیمی اغلب یک دانهای از واقعیت دارند.
she could distinguish between the slightest krays and blues.
او میتوانست بین کرایهای نازلتر و آبیها تمایز قائل شود.
the documentary explores the krays of urban poverty.
مستند به کرایهای فقر شهری پرداخته است.
artists often appreciate the krays more than the vibrant colors.
هنرمندان اغلب کرایهای را بیشتر از رنگهای زنده دوست دارند.
we need to navigate the legal krays carefully.
ما باید با دقت از کرایهای قانونی عبور کنیم.
the winter sky was filled with ominous krays.
آسمان زمستانی با کرایهای ناامید کننده پر شده بود.
his poetry captures the krays of human emotion.
شعرهای او کرایهای احساسات انسانی را به خوبی به تصویر میکشد.
the krays
کرایز
the krays' reign
حکومت کرایز
the krays' story
داستان کرایز
fear the krays
از کرایز بترسید
hunt the krays
کرایز را دنبال کنید
remember the krays
کرایز را به یاد بسپارید
like the krays
مثل کرایز
the krays' gang
گروه کرایز
stop the krays
کرایز را متوقف کنید
the krays' trial
محاکمه کرایز
the city's daily grays and krays eventually wore him down.
گرایهای روزمره شهر و کرایهای آن در نهایت او را خسته کرد.
analysts are studying the market grays and krays for hidden trends.
تحلیلگران با گرایهای بازار و کرایهای آن به دنبال روندهای پنهان هستند.
old sailors love sharing their sea krays and legends with tourists.
صیادان قدیمی دوست دارند کرایهای دریایی و افسانههای خود را با گردشگران به اشتراک بگذارند.
he painted the landscape using subtle krays and purples.
او با استفاده از کرایهای ریز و رنگهای بنفش، منظره را نقاشی کرد.
the report highlighted the ethical krays within the corporation.
گزارش به کرایهای اخلاقی درون شرکت اشاره کرد.
local krays and folklore often contain a grain of truth.
کرایهای محلی و داستانهای قدیمی اغلب یک دانهای از واقعیت دارند.
she could distinguish between the slightest krays and blues.
او میتوانست بین کرایهای نازلتر و آبیها تمایز قائل شود.
the documentary explores the krays of urban poverty.
مستند به کرایهای فقر شهری پرداخته است.
artists often appreciate the krays more than the vibrant colors.
هنرمندان اغلب کرایهای را بیشتر از رنگهای زنده دوست دارند.
we need to navigate the legal krays carefully.
ما باید با دقت از کرایهای قانونی عبور کنیم.
the winter sky was filled with ominous krays.
آسمان زمستانی با کرایهای ناامید کننده پر شده بود.
his poetry captures the krays of human emotion.
شعرهای او کرایهای احساسات انسانی را به خوبی به تصویر میکشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید