labrocyte

[ایالات متحده]/ˈlæbrəʊsaɪt/
[بریتانیا]/ˈlæbroʊsaɪt/

ترجمه

n. نوعی سلول ایمنی که در واکنش‌های آلرژیک درگیر است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

labrocyte count

شمارش لابروتروسیت

labrocyte activation

فعال‌سازی لابروتروسیت

labrocyte function

عملکرد لابروتروسیت

labrocyte response

پاسخ لابروتروسیت

labrocyte differentiation

تمایز لابروتروسیت

labrocyte marker

مارکر لابروتروسیت

labrocyte lineage

ریشه لابروتروسیت

labrocyte culture

کشت لابروتروسیت

labrocyte isolation

جداسازی لابروتروسیت

labrocyte role

نقش لابروتروسیت

جملات نمونه

the labrocyte plays a vital role in our immune response.

لاברוcite نقش حیاتی در پاسخ ایمنی ما ایفا می‌کند.

researchers are studying the function of labrocytes in blood circulation.

محققان در حال بررسی عملکرد لاברוcite در گردش خون هستند.

labrocytes are essential for maintaining healthy tissues.

لابروcite برای حفظ بافت‌های سالم ضروری هستند.

the presence of labrocytes can indicate an ongoing infection.

وجود لابروcite می‌تواند نشان‌دهنده عفونت در حال انجام باشد.

labrocytes can be found in various types of tissues.

لابروcite را می‌توان در انواع مختلف بافت‌ها یافت.

scientists are exploring the relationship between labrocytes and cancer.

دانشمندان رابطه بین لابروcite و سرطان را بررسی می‌کنند.

understanding labrocyte behavior could lead to new treatments.

درک رفتار لابروcite می‌تواند منجر به درمان‌های جدید شود.

labrocytes help in the repair of damaged tissues.

لابروcite به ترمیم بافت‌های آسیب‌دیده کمک می‌کنند.

the study of labrocytes has advanced significantly in recent years.

مطالعه لابروcite در سال‌های اخیر به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.

labrocytes are often used in laboratory experiments.

لابروcite اغلب در آزمایش‌های آزمایشگاهی استفاده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید