He responded laconically to the interviewer's questions.
او به طور خلاصه به سؤالات مصاحبهکننده پاسخ داد.
She laconically stated her opinion on the matter.
او نظر خود را در مورد موضوع به طور خلاصه بیان کرد.
The CEO communicated laconically during the meeting.
مدیرعامل در طول جلسه به طور خلاصه ارتباط برقرار کرد.
The soldier reported laconically about the mission.
سرباز به طور خلاصه در مورد مأموریت گزارش داد.
The professor laconically summarized the key points of the lecture.
پروفسور نکات کلیدی سخنرانی را به طور خلاصه خلاصه کرد.
She laconically replied to the text message.
او به طور خلاصه به پیام متنی پاسخ داد.
He laconically accepted the challenge without hesitation.
او چالش را بدون تردید به طور خلاصه پذیرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید