laddering

[ایالات متحده]/ˈlædə(r)ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈlædərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به صورت سلسله‌مراتبی ترتیب یا سازماندهی کردن
n. فرآیند ایجاد یک توالی از مراحل یا سطوح

عبارات و ترکیب‌ها

laddering strategy

استراتژی نردبانی

laddering technique

تکنیک نردبانی

laddering method

روش نردبانی

laddering approach

رویکرد نردبانی

laddering process

فرآیند نردبانی

laddering model

مدل نردبانی

laddering analysis

تحلیل نردبانی

laddering framework

چارچوب نردبانی

laddering tool

ابزار نردبانی

laddering concept

مفهوم نردبانی

جملات نمونه

she is laddering her way up the corporate ladder.

او در حال بالا رفتن از نردبان سازمانی است.

laddering techniques can improve your decision-making skills.

تکنیک‌های نردبانی می‌توانند به بهبود مهارت‌های تصمیم‌گیری شما کمک کنند.

he believes in laddering his investments for better returns.

او معتقد است که نردبانی سرمایه‌گذاری برای بازدهی بهتر مفید است.

laddering is a popular strategy among financial planners.

نردبانی یک استراتژی محبوب در بین برنامه‌ریزی‌های مالی است.

she used laddering to manage her bond portfolio effectively.

او از نردبانی برای مدیریت موثر سبد اوراق قرضه خود استفاده کرد.

by laddering her savings, she minimizes risk.

با نردبانی پس‌انداز خود، او خطر را به حداقل می‌رساند.

the concept of laddering can apply to various fields.

مفهوم نردبانی را می‌توان در زمینه‌های مختلف به کار برد.

they discussed laddering options during the investment seminar.

آنها گزینه‌های نردبانی را در طول سمینار سرمایه‌گذاری مورد بحث قرار دادند.

laddering helps in achieving long-term financial goals.

نردبانی به دستیابی به اهداف مالی بلندمدت کمک می‌کند.

the coach suggested laddering drills for improving agility.

مربی تمرینات نردبانی را برای بهبود چابکی پیشنهاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید