lakeweed

[ایالات متحده]/ˈleɪkwiːd/
[بریتانیا]/ˈleɪkwiːd/

ترجمه

n. گیاهی یا علفی که در یا اطراف دریاچه‌ها رشد می‌کند؛ پوشش گیاهی آبی که معمولاً در اکوسیستم‌های دریاچه‌ای یافت می‌شود.

جملات نمونه

the lakeweed has grown thick along the shoreline this summer.

طغیان علف‌های آبی امسال در امتداد خط ساحلی بسیار زیاد شده است.

divers are working to remove lakeweed from the swimming area.

غواصان در حال تلاش برای برداشت علف‌های آبی از منطقه شنا هستند.

excessive lakeweed can deplete oxygen levels in the water.

علف‌های آبی بیش از حد می‌تواند سطح اکسیژن را در آب کاهش دهد.

the committee approved a new lakeweed control program.

کمیته یک برنامه جدید کنترل علف‌های آبی را تصویب کرد.

lakeweed beds provide important habitat for fish.

زیستگاه‌های علف‌های آبی زیستگاه مهمی برای ماهی‌ها فراهم می‌کنند.

invasive lakeweed is threatening the native ecosystem.

علف‌های آبی مهاجم اکوسیستم بومی را تهدید می‌کند.

we need to address the lakeweed problem before it spreads.

ما باید قبل از گسترش آن به مشکل علف‌های آبی رسیدگی کنیم.

the lakeweed removal project will begin next month.

پروژه حذف علف‌های آبی ماه آینده آغاز خواهد شد.

herons nest among the dense lakeweed near the shallows.

هوادرها در میان علف‌های آبی متراکم نزدیک به کم‌عمقی‌ها لانه می‌سازند.

chemical treatments are not recommended for lakeweed control.

درمان‌های شیمیایی برای کنترل علف‌های آبی توصیه نمی‌شود.

the lakeweed has cleared significantly after the water flow increased.

پس از افزایش جریان آب، علف‌های آبی به طور قابل توجهی کاهش یافته‌اند.

scientists are studying ways to manage lakeweed naturally.

دانشمندان در حال بررسی راه‌های مدیریت طبیعی علف‌های آبی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید