lamas

[ایالات متحده]/ˈlɑːməz/
[بریتانیا]/ˈlɑːməz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع لاما، یک راهب بودایی از تبت یا مغولستان؛ راهبان بودایی از تبت و مغولستان

عبارات و ترکیب‌ها

friendly lamas

لاماهای دوستانه

llama farm

مزرعه لاما

cute lamas

لاماهای دوست داشتنی

wild lamas

لاماهای وحشی

lamas grazing

چراگاه لاما

baby lamas

لاماهای نوزاد

trained lamas

لاماهای آموزش دیده

lamas pack

بار لاما

lamas wool

گوسفند لاما

lamas show

نمایش لاما

جملات نمونه

lamas are often found in the andes mountains.

لاماها اغلب در کوه‌های آند یافت می‌شوند.

people love to visit farms that have lamas.

مردم عاشق بازدید از مزرعه‌هایی هستند که در آن لاما وجود دارد.

lamas are known for their gentle nature.

لاماها به خاطر طبیعت ملایم خود شناخته می‌شوند.

many tourists enjoy taking pictures with lamas.

بسیاری از گردشگران از گرفتن عکس با لاماها لذت می‌برند.

in some cultures, lamas are considered sacred animals.

در برخی فرهنگ‌ها، لاماها به عنوان حیوانات مقدس در نظر گرفته می‌شوند.

lamas can be trained to carry heavy loads.

لاماها را می‌توان آموزش داد تا بارهای سنگین را حمل کنند.

children are often fascinated by lamas at petting zoos.

کودکان اغلب در باغ‌های حيوانات خانگی از لاماها شگفت‌زده می‌شوند.

some lamas are used in therapy programs for their calming effect.

برخی از لاماها به دلیل اثر آرام‌بخش خود در برنامه‌های درمانی استفاده می‌شوند.

feeding lamas can be a fun activity for families.

تغذیه لاماها می‌تواند یک فعالیت سرگرم‌کننده برای خانواده‌ها باشد.

in peru, lamas are an important part of the culture.

در پرو، لاماها بخش مهمی از فرهنگ هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید