lampshell

[ایالات متحده]/ˈlæmpʃɛl/
[بریتانیا]/ˈlæmpʃɛl/

ترجمه

n. نوعی از براکیوپود، به ویژه یک صدف فانوس؛ نوعی از براکیوپود، به ویژه یک صدف فانوس
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

lampshell structure

ساختار لامپسِل

lampshell design

طراحی لامپسِل

lampshell species

گونه‌های لامپسِل

lampshell habitat

زیستگاه لامپسِل

lampshell anatomy

آناتومی لامپسِل

lampshell collection

کلکسیون لامپسِل

lampshell fossil

فسیل لامپسِل

lampshell ecology

اکولوژی لامپسِل

lampshell distribution

توزیع لامپسِل

lampshell research

تحقیقات لامپسِل

جملات نمونه

he found a beautiful lampshell on the beach.

او یک صدف چراغ زیبا در ساحل پیدا کرد.

the lampshell is a fascinating marine creature.

صدف چراغ یک موجود دریایی جذاب است.

we studied the structure of the lampshell in class.

ما ساختار صدف چراغ را در کلاس بررسی کردیم.

she collects lampshells as a hobby.

او به عنوان یک سرگرمی صدف چراغ جمع آوری می کند.

the lampshell's unique shape caught my attention.

شکل منحصر به فرد صدف چراغ توجه من را جلب کرد.

there are many types of lampshells in the ocean.

انواع مختلفی از صدف چراغ در اقیانوس وجود دارد.

he displayed his lampshell collection proudly.

او به افتخار کلکسیون صدف چراغ خود به نمایش گذاشت.

they took pictures of the rare lampshell they discovered.

آنها از صدف چراغ کمیاب که کشف کردند عکس گرفتند.

the lampshell has a hard exterior for protection.

صدف چراغ دارای یک سطح بیرونی سخت برای محافظت است.

we learned about the habitat of the lampshell.

ما در مورد زیستگاه صدف چراغ یاد گرفتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید